فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٧٢ - دوم - تسبيب در جنايت
مىباشد، البته اگر عابر جاهل به واقعه باشد و چنانچه عالم به واقعه باشد ضمانى در كار نيست.
٥٤- اگر چاه يا گودالى را در ملك ديگرى با اذن يا رضايت صاحبش بكند يا چنان كارهايى را در ملك خود يا ملك مباحى انجام دهد، يا در راه مسلمانان براى مصلحت عابرين چاه بكند يا به منظور خنك شدن يا جلوگيرى از گرد و غبار كوچه را آبپاشى كند و بر اثر آن آسيب يا تلفاتى به كسى برسد، مثلًا پاى كسى بلغزد و بيفتد ظاهراً ضمان از شخص عامل ساقط است.
٥٥- اگر در ملك خودش چاهى حفر كند و مثلًا در همان حال مهمانى نابينا را به خانه خود دعوت كند و يا در تاريكى كسى را بخواند و آن شخص به درون چاه سقوط كند ظاهراً ضامن است؛ امّا اگر بدون دعوت يا اذن صاحب خانه به طرف خانه او بيايد و درچاه بيفتد و يا به خاطر اذنى كه صاحب خانه قبل از حفر چاه به وى داده بود به طرف خانه او بيايد، و صاحب خانه را هم از ورود خود خبردار نكند صاحب خانه ضامن نيست.
٥٦- اگر سيل سنگى را بياورد و به كسى آسيبى برساند احدى ضامن او نيست هرچند كسى كه آنجا بوده مىتوانسته آن سنگ را از سر راه آسيب ديده بردارد و برنداشته باشد؛ امّا اگر كسى آن سنگ را برداشته و در جاى ديگر مثل جاى قبلى و يا زيان آورتر، قرار دهد، و بعد كسى به آن برخورد كند و آسيب ببيند، وى ضامن است؛ و امّا اگر آن را به منظور مصلحت عابرين از وسط راه برداشته و به كنار راه بگذارد ظاهراً ضامن نيست.
٥٧- اگر از روى دشمنى چاهى در ملك غير حفر كند و شخص ثالثى عدواناً داخل آن ملك بشود و در آن چاه بيفتد حافر چاه ضامن است.
٥٨- اگر كسى ماشين يا اسب يا حيوان ديگر خود را سر راه نگهدارد، و يا كالاى خود را در آنجا براى فروش بساط كند كار او از مصاديق اضرار و موجب ضمان است؛ مگر آنكه انجام چنين كارى به منظور اصلاح حال مردم و به ميزان نياز باشد مثلًا مركبى را نگه بدارد كه مردم سوارش شوند و در اين صورت بايد به مقدار سوار شدن آنان نگه