مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٧
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٠٧
وجود پیغمبر اکرم بینه بود
رَسولٌ مِنَ اللهِ یتلوا صُحُفآ مُطَهَّرَةً. فیها کتُبٌ قَیمَةٌ. اینجا ضمنا به یک نکته دیگری اشاره شده است. ]پیغمبر به هر مناسبتی[[١] آیات قرآن را تلاوت میکرد. همین وضع، خودش بینه بود. به معجزه هم از آن جهت بینه میگویند که دلیل روشن است. پیغمبر به علاوه قرآن یا قرآن که پیغمبر آن را میخواند ]بینه است؛[ چون شخصیت پیغمبر خودش یک حسابی بود. دوران چهل سالهای که پیغمبر اکرم در میان مردم زندگی کرد آنچنان سابقه نورانی بود که خود به خود به عنوان «صادق امین» در میان همه مردم شناخته شده بود. میگفتند در وجود این جز صداقت و امانت چیز دیگری نیست. شاید یک فلسفه اینکه خدای متعال پیغمبر را در چهل سالگی مبعوث کرد این بود که در این مدت مردم از نزدیک، او و خلق و خوی او را بشناسند. تاریخ مینویسد: بعد از اینکه پیغمبر اکرم رسالت خودش را اظهار کرد و فرمود من به رسالت مبعوث شدم، عده زیادی میآمدند و میگفتند : «یا محمد! اگر تو خودت بگویی من پیغمبرم و اگر واقعا خودت باور داری پیغمبر هستی، ما قبول داریم.» یعنی شخص پیغمبر بینه بود.
بینه اسلام قرآن است
تاریخ گواهی میدهد ـ نه فقط تاریخ صدر اسلام، بلکه الی زماننا هذا وضع همین طور است ـ که بینه اسلام قرآن است؛ چون پیغمبر هم بالاخره یک شخص بود و از دنیا رفت و برای مردمی که پیغمبر را ندیده و حضور او را درک نکردهاند پیغمبر یک شخصیت تاریخی است. اسلام را قرآن نگهداری میکند.
این است که میفرماید: آن بینه پیغمبر بود که قرآن را تلاوت میکرد. بینه همین بود. قرآن میخواهد بگوید: اینها با اینکه خیلی به عقاید خودشان دلبستگی داشتند ولی در عین حال فطرت پاکی داشتند به طوری که اگر بینهای پیدا میشد حاضر بودند از آن عقاید دست بردارند. بینه پیدا شد و دست برداشتند.
البته عرض کردم که «مِنْ» تبعیضی است؛ یعنی کافرانی از اهل کتاب و از مشرکین، نه همه اهل کتاب و نه همه مشرکین.
تسلّی دادن قرآن به پیغمبر اکرم
گویی اینجا این سؤال به وجود میآید که چرا همه اهل کتاب و مشرکین ایمان نیاوردند؟ مخصوصا
[١] . [چند ثانیهای از بیانات استاد ضبط نشده است.]