مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٦
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٧٠٦
است.) یتْلوا صُحُفآ مُطَهَّرَةً که برگها و ورقهای[١] پاکیزهای را تلاوت میکند[٢] ؛ یعنی پیغمبر، که قرآن را بر مردم تلاوت میکرد. فیها کتُبٌ قَیمَةٌ در این ورقها نوشتههایی هست قیم.
معنای «قیم»
«قیم» دو معنا دارد که هر دو اینجا درست است: یکی نهایت اعتدال، و دیگر همان معنایی که در باب قیم یتیم قصد میکنیم، یعنی آن که قیمومت میکند. به قیم چرا میگویند قیم؟ وقتی که مثلا صغیری هست که خودش به تنهایی نمیتواند مصالح زندگی خودش را اداره کند، یک مقام بالاتری را که دلسوز و خیرخواه و داناست به عنوان قیم او معین میکنند. اینجا «قیم» یعنی قیام کننده به مصالح این کودک.
قرآن اینجا میگوید: آیات و مطالب قرآن قیم شماست، یعنی قیام کرده است برای مصالح بشریت؛ مصالح بشریت در این نوشتهها مندرج است.
کلمه «قیم» در قرآن
کلمه «قَیم» (یا «قَیمَة» که در آیه بعد آمده) در آیات زیادی از قرآن آمده. در اول سوره کهف «قیم» صفت برای خود قرآن آمده، میفرماید : اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی اَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکتابَ وَ لَمْ یجْعَلْ لَهُ عِوَجآ. قَیمآ لِینْذِرَ بَأْسآ شَدیدآ...[٣] . در چند آیه دیگر «قیم» صفت برای «دین» آمده. در سوره روم آمده : فَاَقِمْ وَجْهَک لِلدّینِ الْقَیمِ[٤] . در جای دیگر این سوره آمده : فَاَقِمْ وَجْهَک لِلدّینِ حَنیفآ فِطْرَةَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِک الدّینُ الْقَیمُ...[٥] . بنابراین به خود قرآن میشود گفت قیم، به اصل دین هم میشود گفت قیم، به آیات و محتوای ورقههای قرآن نیز میشود گفت قیم.
[١] . اصطلاح «ورق» یا «ورقه» كه امروز در فارسی «برگ» میگویند اصطلاح حادث و جدیدی است، در سابق«صحیفه» میگفتند. الان ما به یك طرفِ ورق میگوییم «صفحه». «صحیفه» به معنای ورق است.
[٢] . اینجا هم «یتْلوا» است، نه «تَلا». همان طـور كـه «تَأتِیهُم» فعل مضارع است «یتْلوا» هم فعل مضارع است وهیچ وجه و دلیلی ندارد كه «تَأْتِیهُم» را به معنی ماضی بگیریم.
[٣] . كهف / ١ و ٢.
[٤] . روم / ٤٣.
[٥] . روم / ٣٠.