مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٥ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٦٥
است که مفهوم و ماهیت معاد را روشن میکند.
معاد
قدر مسلّم این است که در اصطلاح قرآن کلمه «معاد» نداریم و شاید در اصطلاح حدیث هم برای قیامت لفظ «معاد» به کار برده نشده باشد. در قرآن برای قیامت دهها اسم دیگر آمده است مثل «یوم الحشر»، «یوم التغابن»، «یوم النشور» و «المآب»، ولی کلمه «معاد» نیامده است. کلمه «معاد» اصطلاحی است که متکلمین آوردهاند و خیلی رایج شده. متکلمین به این اعتبار به قیامت «معاد» گفتهاند که در آن روحها به بدنها بازمیگردد و «معاد» از ماده «عود» به معنی «رجوع» است.
با اینکه کلمه «معاد» ]به این معنی[ در قرآن نیامده ولی اگر ما بخواهیم این کلمه را با توجه به تعبیرات دیگر قرآن معنی کنیم باید بگوییم به قیامت از آن جهت «معاد» میگویند که همه انسانها به سوی خدا باز میگردند؛ یعنی به اعتبار بازگشت به سوی خدا «معاد» گفته میشود نه به اعتبار بازگشت روح به بدن. ]...[[١] اِلَیهِ مَرْجِعُکمْ جَمیعآ[٢] . بازگشتها و رجوعها و عودها به سوی خداست.
اینجا هم میفرماید: ای انسان! تو با یک رنجی و با یک حرکت عنیف و شدید و سختی[٣] به سوی پروردگار خودت در حرکتی. نکته عمده این است که فرموده: «کادِحٌ» و نفرموده «سَتَکدَحُ»؛ یعنی تو همین الان در حال سیر و حرکت به سوی پروردگارت هستی (نه اینکه در آینده چنین میکنی) و قیامت پایان این حرکت است، قیامت یوم اللقاء است.
تقسیم مردم به دو گروه
فَاَمّا مَنْ اُوتِی کتابَهُ بِیمینِهِ. فَسَوْفَ یحاسَبُ حِسابآ یسیرآ. وَ ینْقَلِبُ اِلی اَهْلِهِ مَسْرورآ. وَ اَمّا مَنْ اُوتِی کتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ. فَسَوْفَ یدْعوا ثُبورآ. وَ یصْلی سَعیرآ. اِنَّهُ کانَ فی اَهْلِهِ مَسْرورآ. اِنَّهُ ظَنَّ اَنْ لَنْ یحورَ. بَلی اِنَّ رَبَّهُ کانَ بِهِ بَصیرآ[٤] .
در اینجا مردم را تقسیم میکند[٥] به دو قسم: مردمی که نامههای عمل آنها از طرف راستشان به آنها داده میشود و مردمی که نامههای عملشان را از جانب چپ دریافت میدارند.
[١] . [چند ثانیه از صدای استاد ضبط نشده.]
[٢] . یونس / ٤.
[٣] . حركتِ با سختی و شدت و توأم با رنج را «كَدح» میگویند. مثلا اگر انسان بار سنگینی بر دوش دارد و حركتمیكند و یا بر خلاف جهت آبی حركت میكند، این را «كدح» میگویند.
[٤] . انشقاق / ٧ ـ ١٥.
[٥] . این تقسیم [با تعبیرهای مختلفی] در سورههای اسراء، حاقّه، واقعه و مطفّفین نیز آمده است.