مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٧ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٦٧
فَنَرُدَّها عَلی اَدْبارِها[١] . بعضی از افراد حالتشان در قیامت (که همان انعکاس حالتشان در دنیاست) این است که رویشان به طرف پشت است[٢] . اینها از آن اصحاب شمالهایی هستند که دیگر اصلا رویشان به طرف خیر و بالا و یمین نیست. میفرماید: و اما آن کسی که کتابش از پشت سرش به او داده شود، فَسَوْفَ یدْعوا ثُبورآ. وَ یصْلی سَعیرآ فریاد فسوس و دریغ و واویلای او بلند است و به آتشی سوزان خواهد رسید.
اِنَّهُ کانَ فی اَهْلِهِ مَسْرورآ. اِنَّهُ ظَنَّ اَنْ لَنْ یحورَ. بَلی اِنَّ رَبَّهُ کانَ بِهِ بَصیرآ. برمیگشت در میان خاندان خودش ]در حالی که[ از جنایات خودش راضی بود به گمان اینکه حَوْری (یعنی رجوعی) به سوی خدا در کار نیست و با مردن، همه چیز پایان میپذیرد[٣] . نمیدانست پروردگاری دارد که بصیر به احوال اوست و آن پروردگار او را به سوی منزلی حرکت میدهد. نمیدانست که الان که در دنیاست مثل کسی است که در کشتی یا هواپیما سوار است؛ انسان وقتی که در کشتی سوار است و بیرون را نگاه نمیکند، نمیفهمد که این کشتی دائما در حال حرکت است و از مبدئی به مقصدی میرود. او خودش را نسبت به این چهار دیوار کشتی و اتاقها و اوضاع و افرادی که در این کشتی هستند و وضع ثابتی دارند میبیند. نمیداند که قدم به قدم به مقصد نزدیک میشود. نمیداند که این کشتی ناخدایی دارد که آن را به طرف سرمنزلی حرکت میدهد و چشم بینای این ناخدا تمام جزئیات اعمال او را میبیند.
فَلا اُقْسِمُ بِالشَّفَقِ. نه، سوگند به سرخی اول شب. «شفق» و «فلق» از مظاهر خلقتاند که قرآن به آنها قسم میخورد. سپیده صبح را «فلق» و سرخی اول شب را «شفق» میگویند. بعد از اینکه خورشید غروب میکند، در افق مشرق ابتدا یک مقدار قرمزی دیده میشود که بعد این قرمزی مثل اینکه از بالای سر انسان رد بشود، میآید در مغرب و به صورت یک حُمره و قرمزی نمودار میشود. یکی از آن مناظر زیبایی که همیشه اهل شعر و ادب آن را توصیف میکنند همین شفق است.
وَ اللَّیلِ وَ ما وَسَقَ. سوگند به شب و جمع کردن شب. شب، عامل جمعآوری جاندارها اعم از انسان و غیر انسان است، بر خلاف روز که عامل پهن کردن و بیرون آمدن است. در شب، انسانها و همه حیوانات از درنده گرفته تا حشره و پرنده به مراکز خودشان میروند و آرام میگیرند و در
[١] . نساء / ٤٧.
[٢] . مثل كسی كه سرش را از روی گردنش بردارند و به طرف پشت بگذارند، یعنی صورتش به طرف پشت باشد.
[٣] . این همان آدمی است كه خودش میفهمید چقدر جنایتكار است ولی عقیدهاش این بود كه رجوع به خداییوجود ندارد. در دنیا فكرش این بود كه كی به كیه! این حرفها یعنی چه؟! چهار روز اینجا هستیم باید خوشباشیم و بزنیم و ببریم و بخوریم!