مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٤ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٦٤
میشود: آسمان به پروردگار خودش اجازه داد، یعنی برای پذیرش فرمان پروردگار آماده شد. این معنی به نظر من بعید میآید چون خلاف تأدبی است که در قرآن سراغ داریم و بعید است قرآن درباره یک مخلوقی راجع به خالقش این طور تعبیر کند. اکثر مفسرین اَذِنَتْ لِرَبِّها را به معنی «سخن پروردگار خود را گوش کرد» گرفتهاند.
وَ حُقَّتْ[١] ـ که در اینجا به صورت مجهول آمده است ـ افاده این معنی را میکند: و سزاوار چنین کاری قرار داده شده است؛ یعنی آسمان فرمان پروردگارش به انشقاق را میپذیرد و برای این پذیرش سزاوار قرار داده شده است.
وَ اِذَا الاَْرْضُ مُدَّتْ. و آنگاه که زمین گسترانیده شود. زمین الان یک حالت گسترش و گسترانیدگیای دارد ولی از این آیه فهمیده میشود که حالت گسترشی بیشتر از آنچه که فعلا دارد پیدا میکند. وَ اَلْقَتْ ما فیها وَ تَخَلَّتْ. و هر چه در دل خود دارد بیرون میافکند و خود را از آنچه که در درون دارد خالی میکند. (قدر مسلّمش اجساد و بدنهای خاک شده انسانهاست.) وَ اَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ. زمین فرمان پروردگار خودش را گوش میکند و سزاوار چنین کاری قرار داده شده است. (عین آنچه درباره آسمان گفته شد، در اینجا در مورد زمین گفته شده.)
یا اَیهَا الاِْنْسانُ اِنَّک کادِحٌ اِلی رَبِّک کدْحآ فَمُلاقیهِ.
اینجا به جای اینکه ـ به اصطلاح علمای ادب ـ جواب «اذا»[٢] ذکر شود، چیزی ذکر شده است که به منزله جواب «اذا» است؛ یعنی بعد از اینکه چند مرتبه میگوید «آنگاه که چنین شود»، نمیگوید چه میشود، بلکه میفرماید: «ای انسان! تو به سوی پروردگارت با سختی و رنج سیر میکنی و او را ملاقات خواهی کرد» یعنی وقتی که این شرایط واقع بشود ملاقات پروردگارت و حضور در نزد پروردگارت ]رخ میدهد.[ یکی از آیات عجیب قرآن همین آیه است و از آیاتی
[١] . «یحقّ» یعنی سزاوار است و «حقیق» یعنی سزاوار. در قرآن میفرماید: حَقیقٌ عَلَی اَنْ لا اَقولَ عَلَی اللهِ اِلاَّالْحَقَّ(اعراف / ١٠٥). این شعر هم در نصاب است :حَقیق و جَدیر و قَمین و حَریسزاوارها گیر و اُدْخُلْ درآیاین شعر را دو جور میشود خواند: یكی اینكه «ها»، «ها»ی جمع و متصل به «سزاوار» باشد؛ یعنی حقیق و جدیرو قمین و حری همه اینها به معنی سزاوارند. دیگر این كه «ها» جدای از «سزاوار» باشد؛ یعنی «ها» به معنی«گیر» یعنی بگیر (خُذْ) است. [در این صورت معنی شعر چنین میشود: كلمات حقیق و جدیر و قمین و حری بهمعنی سزاوار است، «ها» به معنی بگیر و «اُدخل» به معنی درآی است.]
[٢] . در سوره تكویر در جواب «اذا» فرمود: عَلِمَتْ نَفْسٌ ما اَحْضَرَتْ، و در سوره انفطار در جواب «اذا» فرمود :عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ اَخَّرَتْ.