مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١٨٦
دارد و آن این است که او به مرحلهای از کمال میرسد که در آن مرحله از کمال به حدی از استقلال و بلوغ میرسد که دیگر آن سرپرستی هدایت تکوینی و جبری از روی سرش برداشته میشود، یک وقت میرسد به جایی که میگویند دیگر از این به بعد ما فقط راه را نشان میدهیم ولی جبرآ کسی را نمیبریم، از این جا به آن طرف این خودت هستی که باید راه را انتخاب کنی، راه را هم نشان میدهیم: این راه است و این هم چاه، میخواهی راه را انتخاب کن میخواهی چاه را انتخاب کن.
یک سخن خیلی خوبی امروزیها میگویند، حرف درستی هم هست، میگویند خصلت تکامل این است که هر چه موجود به کمالِ بیشتر میرسد، به استقلال و آزادی بیشتر میرسد. حسابهایش را کردهاند. شما اگر جمادات را نگاه کنید میبینید جمادات صد در صد اسیر محیط خود هستند، تحت تأثیر محیط خود قرار دارند. وقتی که جماد به یک مرحله عالیتر یعنی به مرحله گیاه میرسد میبینید که گیاه نسبت به محیط خودش یک نوع استقلال دارد، خودش برای خودش یک کشوری شده، خودش برای خودش یک دنیایی دارد، از ریشه و برگش شروع میکند مواد خارجی را جذب کردن، جزء خود کردن، تغذیه کردن، رشد کردن، تولید مثل کردن، یعنی به نوعی نسبت به محیط خودش به استقلال و آزادی رسیده و محیط را تحت تأثیر خودش قرار میدهد. تا میرسد به مرحله حیوان. حیوان استقلال و آزادیاش از گیاه هم بیشتر است. گیاه ریشهاش در زمین است، از جایش نمیتواند تکان بخورد. آب را در همان جا باید استفاده کند، خاک را در همان جا، نور را در همان جا، هوا را در همان جا و حرارت را در همان جا. اگر مثلا آب بیاید از ده متر آن طرفتر رد بشود و ریشه گیاه به آن نرسد میخشکد. ولی حیوان به یک مرحله استقلال و آزادی بیشتر رسیده، میتواند نقل مکان کند، متحرک بالاراده است. گنجشک به این کوچکی را شما میبینید چندین کیلومتر راه را برای دانه یا آب طی میکند، یعنی این قدر از اسارت محیط خودش رها شده و این مقدار نسبت به محیط خودش استقلال دارد. سنگ را شما رها کنید، چارهای ندارد جز اینکه به طرف مرکز زمین بیاید، یعنی خودش نمیتواند مسیرش را عوض کند. گیاه هم اگرچه چندین راه را طی میکند ولی از آن راههای خودش نمیتواند تخلف کند. حیوان است که به میل خودش از این طرف میرود، سرش را برمیگرداند از آن طرف، و هر طرف که دلش بخواهد میرود.
وقتی که به انسان میرسد دیگر استقلال و آزادی به نهایت درجه ممکن میرسد. دلیل بر کاملتر بودن انسان از موجودات دیگر یکی همین است که درجه استقلال و آزادی انسان نسبت به محیط خودش صدها درجه بیشتر از موجودات دیگر است، مستقلتر و آزادتر است. شما میبینید که انسان آنقدر استقلال دارد که میتواند شعاع دید خودش را تا میلیونها سال روی گذشته خود بیندازد، کشف کند و از نظر علمی بر گذشته خود مسلط شود؛ آینده خودش را میتواند پیشبینی