مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری جلد ٢٨ص ١١٣
چون ایام محرم است باید حتمآ توسلی صورت گرفته باشد.
تسلیم، حقیقت اسلام
حقیقت اسلام تسلیم است و حقیقت کفر، عناد و جحود. ای بسا مسلمانانی که به حسب ظاهر مسلمانند یعنی ادعای اسلام میکنند، شهادتین را به زبان میآورند ولی باطن قلب و روحشان مسلم نیست چون باطن روحشان عنود و معاند است، وقتی حقیقت را بر او عرضه بدارند حاضر نیست تسلیم حقیقت بشود. هر مقدار از حقیقت را هم اگر قبول دارد به اعتبار این است که تقلید پدر و مادر است و الّا این جور نیست که خودش را در مقابل حق و حقیقت تسلیم کرده باشد که آنچه حقیقت است من تسلیم باشم. متقابلا ممکن است افرادی باشند که به ظاهر مسلمان نیستند ولی در باطن هم کفر و عنادی ندارند یعنی اگر مسلمان نیستند به دلیل این است که اسلام تبلیغ نشده و به آنها ابلاغ نشده است و الّا آمادگی برای قبول یک حقیقت در آنها هست و آنچه که به آنها مربوط است آمادگی برای حقیقت است. اینها به حسب فطرت مسلمانند گو اینکه به حسب ظاهر مسلمان نباشند.
این است که قرآن همیشه روی مسئله عناد و جحود تکیه میکند: وَ جَحَدوا بِها وَ اسْتَیقَنَتْها اَنْفُسُهُمْ[١] . میگوید اینها جاحد و منکرند در حالی که نفسها و روحهایشان یقین دارد. در جای دیگر، قرآن نقل میکند که یکی از اینها گفت: اِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِک فَاَمْطِرْ عَلَینا حِجارَةً مِنَ السَّماء[٢] .ناراحتی خودش را به این شکل بیان میکند، میگوید: خدایا اگر این حق و حقیقت است سنگی از آسمان بفرست، مرا از بین ببر. خیلی عجیب است! نمیگوید: خدایا اگر حق و حقیقت است قلب من را رام کن برای اینکه حقیقت را بپذیرد؛ میگوید اگر آن حقیقت است من تاب این حقیقت را ندارم، مرا از بین ببر که چشمم به این حقیقت نیفتد. این دیگر نهایتْ درجه کفر و عناد است؛ و فرق نمیکند، میخواهد در لباس ظاهر اسلام باشد یا لباس دیگر، در هر لباسی که باشد حقیقتش این است.
عناد با علی (ع) یکی از علل حادثه کربلا
در موضوع «علل حادثه کربلا» بحثهایی از نظر تاریخی هست. قدرمسلّم این است که یکی از علل