مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٦ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦١٦
میکنم و بعد میروم. خوابیدم و وقتی بیدار شدم دیدم صبح شده. فهمیدم که دستی هست که نمیگذارد من بروم. خلاصه، چنین چیزهایی هم بوده که هیچ ربطی به عالم وحی ندارد.
برخی انسانها که اصلا پیغمبر نبودهاند و یا هنوز به پیغمبری نرسیده بودهاند مشمول این طور عنایات بودهاند. سید بن طاوس خیلی از این طور قضایا در مورد خودش نقل میکند. او میگوید : شبی ابریقی را آب کردم و گذاشتم روی پشت بام برای اینکه سحر که بیدار میشوم همانجا وضو بگیرم و مشغول تهجد شوم. (شب را میخواسته روی پشت بام بخوابد.) وقتی در تاریکی شب رفتم سراغ ابریق، هر چه آن را کج کردم با اینکه سنگین بود و پر از آب، آب از آن نمیریخت. گفتم در این، رازی هست. با آب دیگری وضو گرفتم. صبح که هوا روشن شد دیدم موشی توی ابریق افتاده. احساس کردم چون این آب با میته نجس شده بوده خدا نمیخواسته که من با آن وضو بگیرم. این مسئله مسئله خیلی عجیبی هم نیست؛ یعنی این طور مسائل برای اولیاءالله زیاد رخ میدهد.
با همه اینها هدایت عقل هدایت عقل است و هدایت مخفی فرشته نیست. هدایت فرشته یک درجه بالاتر است. باز هدایتی که از طریق وحی به وسیله جبرئیل میشود درجهای بالاتر است. خدا میتواند به پیغمبر بگوید: ای پیغمبر! ما به تو عقل دادیم و تو را هدایت کردیم و اگر به تو عقل نداده بودیم تو گمراه بودی. همچنین با آن نیروی مرموزی که همیشه همراه تو داشتیم تو را هدایت کردیم و اگر آن نبود تو آن درجه از هدایت را نداشتی و گمراه بودی. از همه بالاتر اگر وحی ما نبود تو نمیدانستی کتاب چیست و ایمان چیست. در سوره شوری میفرماید: وَ کذلِک اَوْحَینا اِلَیک روحآ مِنْ اَمْرِنا ما کنْتَ تَدْری مَا الْکتابُ وَ لَلاْیمانُ[١] . پس وقتی هدایت و ضلالت درجات و مراتب دارد میفهمیم آنچه برای سید بن طاوس هدایت است برای امام او ضلالت است.
تشبیه
هدایت و ضلالت مثل روشنایی و تاریکی است. یک چراغ موشی در یک اتاق تاریک و نسبت به آن تاریکی مطلق روشنایی است، اما نسبت به یک لامپ صدشمعی تاریکی است. باز لامپ صدشمعی نسبت به یک لامپ پانصد شمعی تاریکی است. باز لامپ پانصد شمعی نسبت به بالاترش تاریکی است. و همه اینها نسبت به خورشید تاریکی است. همانطور که روشنایی و تاریکی امری
[١] . شوری / ٥٢ .