مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٥ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦١٥
نیست پیغمبری به انسان بگوید، بلکه عقل انسان میگوید یک لحظه هم نباید عقل را از دست داد.
بتپرستی هم همین طور است. عدهای بودند که قبل از اینکه پیغمبراکرم به رسالت مبعوث شود به آنها «حنفاء» میگفتند. اینها مراسم بتپرستی را بکلی رها کرده بودند و از آن تنفر داشتند. به اصطلاح امروز همان روشنفکریشان به آنها اجازه نمیداد که بتپرست باشند، عقلشان به آنها اجازه نمیداد.
هدایتهایی که پیامبر قبل از وحی از آنها برخوردار بود
خود پیغمبراکرم یک سلسله از هدایتها را قبل از آنکه وحی به طور رسمی بر ایشان نازل شود، به حکم عقل وافر خدادادی داشتند. چرا پیغمبر معروف به «محمد امین» بود؟ او مردی بود که به حکم عقل فطری هیچ وقت خیانت را بر امانت ترجیح نمیداد و امانت را از آن جهت که امانت بود میپسندید. اگر پیغمبر مبعوث به رسالت هم نمیشد، در تمام عمر یک دروغ هم نمیگفت. این هدایت، قبل از وحی بود. پیغمبر اگر هم مبعوث به رسالت نمیشد، در تمام عمر یک ذره از جاده امانت و جاده عفاف بیرون نمیرفت.
گذشته از این، هدایتهای دیگری هم در دوره قبل از بعثت شامل حال پیغمبر میشد که خود ایشان بعدها میفرمود که من گاهی در ایام کودکی چیزهای عجیب و غریبی احساس میکردم و میفهمیدم مثل اینکه قوهای مراقب من است و از من نوعی مراقبت میشود. از جمله میفرمود: من بچه بودم که داشتند خانه عبدالله بن جُدعان[١] را میساختند، و از نیروی بچهها استفاده میکردند و آنها را تشویق میکردند که سنگها را بیاورند کنار ساختمان[٢] . بچهها سنگ را در دامنشان میگذاشتند و میآوردند. من رفتم با بچهها همراهی کنم. تا خواستم سنگ را در دامنم بگذارم گویا دستی آمد و زد و دامنم از دستم افتاد. احساس کردم من نباید این کار را بکنم[٣] .
همچنین خود ایشان میگویند: در ایامی که چوپانی میکردم شبی گوسفندها را با شخص دیگری در بیرون مکه میچراندیم. من در عمرم در مجالس عروسی و جشن و سرور اهل مکه شرکت نکرده بودم. آن شب در خانه یکی از رؤسای مکه مجلس جشن و سرور برپا بود و صدای آن بلند بود. به آن کسی که همراهم بود گفتم: من تا به حال در این مجالس شرکت نکردهام، دلم میخواهد بروم ببینم آنجا چه میگذرد. مقداری که راه آمدم خوابم گرفت. گفتم: مقداری استراحت
[١] . یكی از اشراف مكه است كه حلف الفضول در خانه او بسته شده است.
[٢] . در قدیم هم خانههای مكه را با سنگ میساختند.
[٣] . بچه عربها فقط پیراهن بلند میپوشیدند و معمول نبود كه شلوار بپوشند. لذا دامن را كه بلند میكردند كشف عورت میشد.