مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٣ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦١٣
کودکی پیغمبراکرم
پیغمبر یتیم بود و علاوه بر اینکه یتیم بود، لطیم هم بود. در نصاب میگوید: «یتیم بیپدر است و لطیم بیابوین». به کسی که پدرش از دستش برود میگویند «یتیم» و به کسی که پدر و مادر هر دو از دستش برود میگویند «لطیم». پیغمبراکرم هنوز در رحم مادر بود که پدر را از دست داد. وقتی که ایشان به دنیا آمد، طبق معمول آن وقت که فکر میکردند ـ و فکر درستی هم بود ـ که بچهها بهتر است در بادیه بزرگ بشوند چون هوای بادیه بازتر و آزادتر و بهتر است، بچه را به حلیمه سعدیه که زن فقیری بود و شوهر خیلی فقیری هم داشت، دادند. کسی به حلیمه بچهای نداد و او وقتی چشمش به حضرت افتاد مثل اینکه جاذبه حضرت او را کشید، حضرت را گرفت. داستانش خیلی مفصل است. حضرت چهار سال در بادیه بود. از شیر این زن خورد و بعد هم که دوره شیرخوارگی تمام شد در همان بادیه با بچههای او بازی میکرد.
حلیمه جریانهای عجیب زیادی از کودکی حضرت نقل میکند. مثلا میگوید: او همیشه از پستان راست من شیر میخورد و از پستان چپ هیچ وقت شیر نخورد و آن را برای بچه خود من گذاشته بود. اصلا اگر هم گرسنه بود، وقتی از پستان چپ میدادم نمیخورد. یا میگوید: گاهی که در خیمه بود و ناراحت بود و گریه میکرد، تا او را بیرون میبردم و چشمش به آسمان میافتاد آرام میگرفت. من تعجب میکردم که این چه جور بچهای است که این طور است!
بعد کم کم حلیمه در این بچه آثار و علائمی دید که خودش وحشت کرد و گفت معلوم است که این بچه یک بچه فوقالعاده است، باید هر چه زودتر او را به پدر بزرگش تحویل دهم تا یک وقت در این بیابان آسیب نبیند. عبدالمطّلب هم که پدر بزرگ حضرت است احساس میکرد که این نوهاش با همه فرزندانش فرق دارد و اساسا این نوه کوچک را بر همه پسرهای بزرگش که خیلی از آنها از پدر حضرت بزرگسالتر بودند[١] ، مقدّم میداشت. عبدالمطلب شیخ اباطح و رئیس علیالاطلاق مکه بود و خیلی محتشم بود. وقتی برایش وَساده میانداختند و در سایه کعبه مینشست، به خاطر حشمت او هیچ کس دیگری نمیآمد روی آن بنشیند؛ فقط این بچه بود که عبدالمطلب او را میآورد و پهلوی خودش مینشاند. وقتی هم که میخواست بمیرد تنها نگرانیاش درباره این بچه بود. پسر بزرگش ابوطالب[٢] را که خیلی مورد علاقهاش بود خواست و دست حضرت را در دست او گذاشت و گفت: این بچه را به تو میسپارم.
تمام اینها عنایتهای الهی بود که خدای متعال با اینکه این بچه یتیم بود این طور وسایل را
[١] . عبدالله پسر كوچك عبدالمطلب بود.
[٢] . پدر حضرت امیرالمؤمنین.