مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦١
استاد : هر نقطهای ممکن است مشرق یا مغرب باشد.
ادامه سؤال : چون قبلا میگفتند زمین مستوی و صاف است، اینجا این را میرساند که وقتی مشارق و مغاربی وجود داشته باشد باید آن جسم کروی باشد تا چندین مشرق و چندین مغرب داشته باشد؛ یعنی میگویند این صراحتآ در مورد کرویت زمین بیان شده.
استاد : این را قبلا در باب مشارق و مغارب گفتهایم که به آن معنا که شما میگویید که منحصر به این جهت باشد این طور نیست که مشارق و مغارب فقط مربوط به زمین ما باشد آنهم به اعتبار روزانه. آنچه شما میفرمایید این است که در یک شبانهروز در زمین، ما مشرقها و مغربها داریم، یعنی ما الآن که در این نقطه از زمین هستیم امروز مشرق ما ـ یعنی آن قسمتی از افق که برای ما خورشید از آنجا طلوع میکند ـ یک نقطه معین است ولی اگر ما چند درجه به طرف مغرب برویم، مثلا برای مردم قزوین، نقطه مشرق نقطه دیگری است؛ نه فقط برای مردم قزوین بلکه به دقت برای مردم شرق تهران یک جا مشرق است و برای مردم غرب تهران جای دیگر مشرق است. این حرف درستی است، ولی نمیشود منحصر به این جهت کرد چون علاوه بر مسئله شبانهروز مسئله ایام سال هم هست یعنی غیر از اینکه در یک شبانهروز، مشرق و مغرب تهران با مشرق و مغرب قزوین فرق میکند یا مشرق و مغرب شرق تهران با مشرق و مغرب غرب تهران فرق میکند، خود تهران هم همه ایام سال یک مشرق ندارد برای اینکه خورشید نسبت به همان چیزی که بر آن طلوع میکند در فصلهای مختلف فرق میکند، یعنی هرچه ما به طرف زمستان برویم خورشید جنوبیتر میشود و هرچه به طرف تابستان بیاییم شمالیتر میشود. پس برای خود تهران و همین نقطه هم، یک مشرق و مغرب وجود ندارد. و بعلاوه ما الآن مشرق و مغرب زمین را میگوییم؛ صدها کره دیگر در عالم وجود دارد. همین سیاراتی که در دور خورشید هستند آنها هم برای خودشان مشرقها و مغربها دارند. بنابراین آنچه شما میفرمایید حرف درستی است ولی ما نمیتوانیم مفهوم مشارق و مغارب را به آن محدود کنیم. به هرحال وقتی میگوییم مشرق و مغرب، مقصود جنس مشرق و مغرب است و این یک کنایهای است از «همه جا».
امر به تحمل و دوری گزیدن زیبا
وَ اصْبِرْ عَلی ما یقولونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْرآ جَمیلا. قبلا گفتیم که سوره مبارکه یا اَیهَا الْمُزَّمِّلُ جزء اولین سورههاست (اولین سوره عرض نمیکنم)، بعضی گفتهاند سوره سوم و بعضی مثلا دوم، به هرحال