مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٦٠
از نظر مضمون در سطح بسیار بسیار عالی است. یکی از جملههای آن دعا این است: اِلهی هَبْ لی کمالَ الاِْنْقِطاعِ اِلَیک وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیک حَتّی تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلی مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک. جملههای بعدش را نمیخواهم تفسیر کنم و جملههای بسیار عالی و پرمعنایی است از نظر معرفة اللّهی. جمله اولش این است که خدایا به من موهبت فرما نهایت انقطاع به خودت را. این «نهایت انقطاع» ملازم است با نهایت اتصال؛ یعنی نهایت انقطاع از غیر خدا ملازم است با نهایت اتصال به حق.
تعبیر «مشرق و مغرب»
بعد که فرمود نام پروردگارت را یاد کن، میفرماید: رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ. پروردگار تو، همان که پروردگار مشرق و مغرب است. کلمه «مشرق و مغرب» میدانیم که تقریبآ مساوی است با آنچه که ما در فارسی میگوییم «از کران تا کران». قرآن در بسیاری جاها تعبیر به مشارق و مغارب میکند، بعضی جاها مشرق و مغرب. معلوم است مشارق و مغارب میگوید به اعتبار افراد و آحاد مشرقها و مغربها، مشرق و مغرب که میفرماید به معنی جنس مشرق و مغرب است. «مشرق و مغرب» یک تعبیر است، یعنی همه جا. تعبیر «پروردگار مشرق و مغرب» بعد از تعبیر «نام پروردگار خودت را یاد کن » ضمنآ یادآوری یا بگوییم دفع توهّم آن کسانی است که به ارباب قائلند ]و گویی در مقابل تعبیر [«پروردگار تو» ]میگویند :[ بسیار خوب، ما هم رب خودمان، تو هم رب خودت. ]قرآن میفرماید :[ نه، رب تو یعنی همان رب مشرق و مغرب، یعنی همان که ربِّ از کران تا کران هست، ربّ همه، ربّ العالمین. لا اِلهَ اِلّا هُوَ. الهی، معبودی، قابل پرستشی جز او وجود ندارد؛ پرستش منحصر به ذات مقدس اوست. فَاتَّخِذْهُ وَکیلا. پس او را برای خودت وکیل اتخاذ کن.
وکیل از ماده «وَکلَ یکلُ» است که الآن هم ما در اصطلاح حقوقی کلمه وکالت و وکیل را به کار میبریم. وقتی انسان کارش را به دیگری واگذار میکند و او را متعهد میکند که کار او را انجام بدهد میگویند که او را برای خود وکیل گرفت. فَاتَّخِذْهُ وَکیلا یعنی تو خودت را و سرنوشت خودت را به او بسپار، خودت را به خدا بسپار، کارت را به خدا واگذار کن و بسپار. همان معنی حقیقی توکل است که چون مکرر درباره توکل بحث کردهایم دیگر تکرار نمیکنیم.
سؤال : درباره مشرق و مغرب و مشارق و مغارب، این طور استنباط شده که از آنجا که دایره، مکان هندسی نقاطی است که نسبت به یک نقطه به نام مرکز به یک فاصلهاند، وقتی میگوییم مشارق و مغارب...