مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٩ - آشنایی با قرآن (١٣)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری جلد ٢٨ ص ٥٠٩
ولی یک وقت هست یک کسی مثل آن طبیب خصوصی خانوادگی احساس مسئولیت هدایت و راهنمایی مردم را میکند، یعنی قدم به قدم همراه مردم است. از تمام جزئیات احوال مردم آگاه است، متوجه عکسالعملهای حرفهای خودش هست: این جمله که من میگویم ببینم در او چه اثر و نتیجهای بخشید. اینجاست که مسئله، مسئله طب نفوس میشود و طب نفوس دهها بار دشوارتر است از طب ابدان.
از این جهت است که ما میبینیم پیغمبران بعد از آنکه به پیغمبری رسیدهاند، مسئله هدایت مردم که مطرح میشود، چه از طرف خود آنها چه از طرف خدا، این گونه بازگو میشود که مسئولیتْ خیلی سنگین است. حال دو مورد را به عنوان مثال عرض میکنم.
دو نمونه
موسی بن عمران در همان اول بعثت و مأموریتش وقتی که میآید در وادی سینا و در آن جا به او اعلام میشود که ای موسی تو پیغمبر هستی و آن داستان وادی ایمن رخ میدهد، همین که به او میگویند برخیز برو به طرف فرعون (اِذْهَبْ اِلی فِرْعَوْنَ اِنَّهُ طَغی[١] ) احساس میکند که یک بار بسیار سنگینی به دوش او گذاشتهاند؛ از دعاها و خواستههایی که آن جا عرضه میدارد معلوم میشود: رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری پروردگارا شرح صدر به من بده، یعنی حوصله فراوان. میفهمد که این کار حوصله میخواهد، چقدر هم حوصله میخواهد! وَ یسِّرْ لی اَمْری کار را بر من آسان کن. چقدر احساس سختی میکرده! وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی گره را از زبان من بردار. این جمله یعنی چه؟ آیا به این معنی است که بیان من را آنقدر رسا و فصیح کن که بتوانم مقصد خودم را درست به مردم بگویم، یا به من جرأت و شهامتی بده که صریح و قاطع باشم، حقایق را که باید بگویم بدون هیچ لکنتی و بدون هیچ ترسی و بدون هیچ پردهپوشی بگویم. یفْقَهوا قَوْلی بفهمند من چه میگویم. وَ اجْعَلْ لی وَزیرآ مِنْ اَهْلی. هارونَ اَخی. خدایا این مسئولیت سنگین است، معاون برای من قرار بده؛ پیشنهاد میکنم برادرم هارون را معاون و کمک من قرار بده. اُشْدُدْ بِهِ اَزْری پشت من را به برادرم محکم کن. وَ اَشْرِکهُ فی اَمْری او را در این کار با من شریک بگردان. کی نُسَبِّحَک کثیرآ. وَ نَذْکرَک کثیرآ[٢] . این درباره موسی.
درباره رسول اکرم در سوره یا ایها المزّمّل میفرماید: اِنّا سَنُلْقی عَلَیک قَوْلا ثَقیلا ما عنقریبٍ[٣] یک سخن سنگین به عهده تو خواهیم گذاشت. ما القاء خواهیم کرد به تو سخنی
[١] . نازعات / ١٧.
[٢] . طه / ٢٥ ـ ٣٤.
[٣] . كه معنای آینده هم ندارد.