مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٩ - آشنایی با قرآن (١٢)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٤٠٩
خجالت کشیدیم و نخواستیم این خبر بد را به آن حضرت بدهیم، با اینکه احساس کردیم ایشان مایل هستند از ما چیزی بپرسند. گفت: قضیه چیست؟ گفتند: ما از کوفه بیرون نیامدیم مگر اینکه به چشم خودمان دیدیم که مسلم و هانی را بعد از آنکه کشته بودند و سرشان را جدا کرده بودند، ریسمان به پایشان بسته بودند و در میان کوچهها و خیابانهای کوفه میچرخاندند.
این مرد با عجله خودش را به ابا عبدالله رساند. وقتی که وارد شد، به حضرت عرض کرد که من خبری دارم، اگر میفرمایید، خصوصی خدمتتان عرض کنم و اگر میفرمایید، در حضور اصحاب بگویم. فرمود: من از اصحاب خودم چیزی مخفی ندارم، هر خبری داری در حضور جمع بگو. عرض کرد: یا ابا عبدالله! من با آن دو نفری که دیروز (ظاهرا روز قبلش بوده) از دور با شما برخورد کردند، ملاقات کردم و چنین خبری را به من دادند. حضرت فرمود: اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعونَ. مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَ ما بَدَّلوا تَبْدیلا[١] . و صلّی الله علی محمد و آل محمد.
باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یا الله...
پروردگارا دلهای ما به نور ایمان منوّر بگردان.
پروردگارا به ما توفیق عنایت بفرما که مراقب تغذیههای جسمی و روحی خودمان بوده باشیم.
پروردگارا ما را از همه لغزشها مصون و محفوظ بدار، ما را از شر نفس خودمان محفوظ بدار، نیتهای ما را خالص بفرما، اموات ما مشمول عنایت و مغفرت خودت قرار بده.
[١] . احزاب / ٢٣.