مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣١٩
نه دعوت صوری و صرفآ برای اتمام حجت). آیا واقعآ منظور این بود که برو در درجه اول فرعون را دعوت کن، دعوت واقعی، و اگر دعوت تو را نپذیرفت آنوقت با فرعون مبارزه کن؟ یا مأموریت موسی از ابتدا مأموریت برای مبارزه با فرعون است نه دعوت فرعون؛ فرعون که دیگر دعوت ندارد[١] . آیا موسی مأمور است برای مبارزه با فرعون و اگر او را دعوت میکند صوری و برای یک
اتمام حجت است؟ یا نه، مأموریت دارد برای دعوت واقعی آنچنان که یک انسان دیگر دعوت میشود، که اگر دعوت را نپذیرفت آنوقت با او مبارزه کند، کدامیک از اینها؟ اینجا قطع نظر از اینکه آیات قرآن چه بیان میکند ـ که بعد عرض میکنیم که قرآن کدامیک از دو طرف قضیه را قبول دارد ـ دو نظریه به طور کلی درباره انسان وجود دارد که ما این دو نظریه را باید تشریح کنیم تا بعد نظر قرآن روشن بشود.
نظریه مادی
یک نظریه که امروز بسیار رایج است و مولود به طور کلی نظریات مادی در مورد انسان است یعنی از یک نوع روانشناسی مادی و یک نوع جامعهشناسی مادی درباره انسان پیدا شده است این است که ضمیر و وجدان یک انسان تابع وضع زندگی آن انسان و بالخصوص تابع وضع طبقاتی اوست؛ یعنی انسانِ نوعی، انسان منهای موقعیت طبقاتیاش، یک معنی انتزاعی است، یعنی او هیچ چیز ندارد، نمیشود گفت که وجدان او چگونه حکم میکند. او اساسآ وجدان و ضمیر ندارد و فاقد ضمیر است، یعنی او انسان انتزاعی است. انسان در موقعیت طبقاتی خودش ضمیر و وجدان پیدا میکند. هر کسی در موقعیت و وضع طبقاتی که دارد دعوتی که متوجه او میتواند بشود دعوتی است که با موضعگیری طبقاتی او تناسب داشته باشد والّا دعوتی که بر ضد وضع طبقاتی او باشد مثل این است که به کسی بگویند برو این دیوار را دعوت کن. اگر تا دامنه قیامت ما بیاییم برای دیوار حرف بزنیم آیا امکان دارد که دیوار از گفته ما منبعث بشود؟ دیوار که ضمیر و وجدان ندارد. انسانی هم که وجدانش بر ضد یک دعوت است، دعوت کردن او به تعبیر سعدی «میخ بر سنگ کوبیدن است»، فایده ندارد و کار غلطی است.
آیا ایدئولوژیها جبرا طبقاتی هستند؟
از اینجا مسئلهای در فلسفه امروز پیدا شده است و آن این است که آیا ایدئولوژیها جبرآ و ضرورتآ
[١] . نظریه دارم میگویم نه اینكه میخواهم بگویم عقیده من كدام است؛ عرض خواهم كرد كه از خود آیات قرآنچه برمیآید.