مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢١ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٢١
روی آن بگذاریم بسوزد، دیگری اصلا داغ نباشد و چون داغ نیست دست نمیسوزد نه اینکه داغ هست و مانعی سبب شده که دست ما نسوزد. پس ایندو از زمین تا آسمان فرق میکند.
مخاطب اسلام عموم مردم است
از اینجا یک نوع نتیجه گیری در مورد دین اسلام میشود و آن این است: شک ندارد که دین اسلام به نص آیه قرآن و هزاران شواهد و دلایل، دینی است که نه تنها خود این دین برای اقامه عدل در جامعه و برای مبارزه با ظلمها و تبعیضها آمده است بلکه قرآن میگوید یکی از فلسفههای آمدن پیغمبران اقامه عدل است: لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمیزانَ لِیقومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ[١] . پس اسلام به حمایت مستضعفان آمده است. ولی آیا اسلام فقط دین مستضعفان است؟
یعنی مخاطب اسلام هم فقط مستضعفان هستند و فقط مستضعفان را که به سود آنها آمده است برای برقراری عدل و عدالت دعوت میکند؟ یا اسلام دین مستضعفان و مستکبران همه است، دینی است به سود مستضعفان و علیه مستکبران ولی دعوتش منحصر به مستضعفان نیست، خطابش «یا ایهاالناس» و مخاطب دعوتش «الناس» است. معنای ناس هم توده مردم نیست، اشتباه نشود، ناس یعنی عموم مردم. این اشتباه خیلی وقتها پیش میآید. بعضی خیال میکنند ناس یعنی توده مردم نه طبقه اعیان و اشراف، پس فرعون جزء ناس نیست. نه، ناس یعنی عموم مردم. مخاطب قرآن و اسلام عموم مردم است، چرا؟ چون انسانشناسی اسلام بر اساس فطرت است، اسلام اصالةالفطرهای است نه اصالةالطبقهای، و لهذا احیانآ از میان همان مانعدارها هم حامی پیدا میکند و به اصطلاح سربازگیری میکند. البته شک ندارد که وقتی دعوتی برای عموم مردم بیاید ولی بخشی از مردم آن فطرت خدادادی را دارند و بلامانع هم هستند و بخش دیگر، آن فطرت را خدا به آنها داده، یک مانع هم اینها روی فطرت خودشان ایجاد کردهاند، قهرآ بیشتر، از آن طبقه به آن دعوت گرایش پیدا میکنند و کمتر از این طبقه. او سربازی که میگیرد و حامیای که جلب میکند بیشترینشان از بلامانعهاست و بسیار کمترینشان از مانعدارها، اما این سبب نمیشود که بگوییم پس آنها اصلا مخاطب نبودهاند و دعوت عمومیت ندارد.
خود تاریخ اسلام بهترین گواه این مطلب است و تاریخ ]ادیان دیگر. موسی (ع) در دربار و زندگی اشرافی فرعون بزرگ شد[[٢] ولی همین موسی علیه همان زندگی که در آن پرورش پیدا کرده قیام کرد و آنهمه محرومیت برای خودش ایجاد کرد. وقتی که زد به بیابان و به مدین
[١] . حدید / ٢٥.
[٢] . [افتادگی از نوار است.]