مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣١٧
که علامت سؤال است، مثل «آیا» در فارسی. معنی اوّلیاش سؤال یعنی استخبار است. انسان از کسی چیزی را که نمیداند میپرسد، میخواهد کسب خبر کند. ولی استفهام در موارد متعددِ دیگر به کار برده میشود، نه فقط در زبان ادب، بلکه همچنین در زبان محاوره، و خیلی شایع و رایج است و یک مورد بالخصوص هم نیست.
گاهی استفهام برای اظهار تعجب گفته میشود. مثلا شما و یک فرد دیگر در مجلسی با شخصی مواجه میشوید، بعد حرفها و سخنان و رفتارهایی که هیچ انتظار نداشتید، از او میشنوید و میبینید. وقتی که از او جدا میشوید یکی به دیگری میگوید: آیا شنیدی چه گفت؟ معلوم است و شک ندارد که او شنیده چون هر دو با هم بودهاند. این «آیا شنیدی چه گفت» فقط برای اظهار تعجب است، یعنی آیا از گفته او تعجب نمیکنی؟ یا پدری وقتی که با پسرش سخن میگوید به صورت استفهام به او میگوید: پسر جان! آیا تو پسر من نیستی؟ این دیگر از جنبه استخبار سؤال و جواب ندارد، بلکه به عنوان تقریر و تذکر و یادآوری است که یادت باشد، فراموش نکن، به این نکته توجه داشته باش که پسر من هستی و من پدرت هستم، با من که حرف میزنی با پدرت داری حرف میزنی.
گاهی استفهام برای این است که رغبت طرف را بیشتر کند. مثلا واعظی میخواهد قصهای را برای مردم به عنوان شاهد حرف خودش بیان کند. او واقعآ نمیخواهد از مردم اجازه بگیرد که آیا من این قصه را برایتان بگویم یا نگویم، ولی برای اینکه رغبت و میل و توجه مردم را بیشتر به خودش معطوف کند میگوید: آیا دلتان میخواهد یک داستان شیرینی برایتان بگویم؟ دیگر منتظر جواب آنها هم نمیشود، شروع میکند به گفتن، چون او واقعآ نمیخواهد از آنها استخبار کند. اگر بخواهد استخبار و به اصطلاح رفراندوم کند صبر میکند ببیند مردم میگویند میخواهیم یا نه. این «آیا دلتان میخواهد برایتان بگویم» برای این است که رغبت شنونده را بیشتر کند.
آیا داستان موسی برایت آمده است؟ یعنی داستان، خیلی شنیدنی است. این برای همان ایجاد رغبت زیاد در شنونده است؛ یعنی بشنوید که داستانی بسیار شنیدنی است. حالا داستان چیست؟ بالخصوص در داستان حضرت موسی خیلی قسمتها و نکتهها هست ولی قسمتهایی در این چند جمله گنجانده شده است که با آیات قبل و آیات بعد و در واقع با سرگذشت مشرکین مکه که انکار رسالت و بعث میکردند بستگی دارد. اِذْ نادیهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْـمُقَدَّسِ طُوی. آنگاه که پروردگار موسی او را در وادی مقدس که نامش طوی است ندا کرد. در این آیه چون بنا بر این نیست که تفصیل این قسمت بیان بشود خیلی به اجمال ذکر کرده است. در آیات دیگر هست که موسی با اهل و خاندانش حرکت میکرد و میآمد، شب و تاریک بود، احتیاج به آتش پیدا کرد، از دور آتشی دید، به خاندانش گفت: شما اینجا درنگ کنید تا من به آنجا بروم بلکه بتوانم آتشگیرهای