مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤ - آشنایی با قرآن (١١)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ٣٠٤
هستیم به تعبیر قرآن دنیای شهادت است. این زمین ما جزئی از دنیای شهادت است، خورشید ما جزئی از دنیای شهادت است. تمام ستارهها، کهکشانها، دریاها، کوهها، همه این چیزهایی که انسان با حواس خودش میتواند با اینها ارتباط برقرار کند یعنی از اینها آگاه بشود شهادت گفته میشود. آگاه شدن به عالم شهادت اختصاص به انسان ندارد، حیوانها هم در حدود خودشان با عالم شهادت آشنا هستند. آن آشنایی که یک حیوان با مسکن خودش دارد، با مادر خودش دارد، با غذای خودش دارد، با محیط خودش دارد، آگاهی به عالم شهادت است. یک بچه انسان هم از همان ابتدا به این عالم شهادت آگاهی و اعتقاد و ایمان پیدا میکند. پیغمبران آمدهاند برای اینکه ما را به عالمی دیگر و به حقایقی دیگر که آن عالم نامش «غیب» و آن حقایقْ غیب است متوجه و آگاه و مؤمن کنند که ما نپنداریم که عالم هستی منحصر به همین عالم محسوسات و عالم ملموسات ماست، و به اصطلاح میخواهند درجه شناخت ما را بالا ببرند.
آیا غیب و شهادت دو مفهوم نسبی است؟ ممکن است کسی این طور خیال بکند که غیب و شهادت یک امر نسبی به این معناست که هر چیزی هم غیب است هم شهادت، برای کسی غیب است برای کسی شهادت. مثلا این سالن الآن برای ما شهادت است ولی برای مردمی که در خیابان هستند غیب است. الآن خیابان و اوضاع خیابان برای ما غیب است ولی برای مردمی که آنجا هستند شهادت است. البته ممکن است در مواردی چنین کلمهای به کار برده شود ولی آنچه که قرآن میگوید: اَلَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِ، بدیهی است که معنی ندارد این باشد که مردم ایمان پیدا کنند که همین عالم شهادت برای عدهای شهادت است برای عده دیگر غیب است، تهران برای ما شهادت است مشهد فعلا برای ما غیب است، برای کسانی که الآن در مشهدند مشهد شهادت است و تهران غیب؛ بعد بگوییم قرآن فرموده است ایمان به این گونه غیب نسبی پیدا کنید، یعنی ایمان داشته باشید که شما که در تهران هستید مشهد از شما پنهان است. این که دیگر گفتن ندارد. آیا پیغمبران آمدهاند چنین مطلبی را به ما بفهمانند؟ نه.
آن غیبی که در مقابل شهادت است یعنی حقایق و واقعیاتی که با حواس انسان قابل درک نیست یعنی احساس کردنی و لمس کردنی نیست بلکه درک کردنی است. روی این حساب، عالم آخرت عالم غیب است یعنی عالم آخرت را با این چشم ظاهر نمیشود دید، با چشم باطن میشود دید. با گوش باطن صداهای عالم آخرت را میتوان شنید ولی با این گوش ظاهر نمیتوان شنید. خود وحی یک غیب است، از سنخ عالم شهادت نیست، یعنی پیغمبر اکرم در حالی که وحی بر او نازل میشد (قُلْ نَزَّلَهُ روحُ الْقُدُس[١] یا: نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الاَْمینُ. عَلی قَلْبِک لِتَکونَ مِنَ الْـمُنْذِرینَ[٢] ) با
[١] . نحل / ١٠٢.
[٢] . شعراء / ١٩٣ و ١٩٤.