مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - آشنایی با قران (١٠)
مجموعه آثار اسـتاد شهید مطـهری، جلد ٢٨، ص: ١١٠
بودند و جزء جلالش بودند. جمله «وَ بَنینَ شُهودآ» یعنی «و پسران حاضرِ با او» یعنی نه فقط این دارای پسر است بلکه پسرانی که همیشه همراه او در محافل و مجالس هستند و به او جلال و شکوه میدهند.
وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهیدآ و برای او فراهم کردهام فراهم کردنی، یعنی اسباب و وسایل و نعمتها را به او دادهام. اما او به جای اینکه شاکر نعمت پروردگار خودش باشد و به حقیقت تسلیم بشود (همچنان که بودند افراد دیگری که بعضی از آنها احیانآ ثروتمند هم بودند و بعد از نزول قرآن، آن ثروت خودشان را در راه خدا مصرف کردند) برعکس، همه چیز را به حساب خودش گذاشته است. حتی گفته بود که اگر محمد راست میگوید و جنّت و بهشتی هست قطعآ بهشت هم مال من خواهد بود چون نشان میدهد که من عزیز خدا هستم و شانس من شانس دیگری است. اگر دنیای دیگری باشد و نعمتهایی بخواهد باشد باز شانس من آنجا هم کار خواهد کرد.
ثُمَّ یطْمَعُ اَنْ اَزیدَ بعد از این همه کفران نعمت هنوز هم طمع دارد که من بر آن بیفزایم؛ دیگر گذشت. نوشتهاند که بعد از نزول این آیات، ثروت او شروع کرد به رفتن و تمام شدن و تدریجآ رفت و رفت که وقتی مرد فقیر بود. کلّا اِنَّهُ کانَ لاِیاتِنا عَنیدآ این مردی است که نسبت به آیات ما عنود و عنید و پر از عناد است، یعنی نسبت به آیات ما با یک نظر بیطرفی نگاه نمیکند، با چشم عناد نگاه میکند.
سَاُرْهِقُهُ صَعودآ سختیها در پیش دارد. این را از گردنههای بسیار بلند خواهیم دواند و تعقیبش خواهیم کرد. وقتی میخواهند بگویند که تو مشقتهای خیلی بزرگی در پیش داری، میگویند گردنههای خیلی بزرگی در پیش روی تو هست؛ چون ـ میدانید ـ وقتی که انسان راه میرود، مخصوصآ در قدیم که پیاده یا با مال میرفتند، راهِ هموار یک وضع دارد، به گردنهها رسیدن وضع دیگری دارد و ]همراه با [تحمل مشقتها و بدبختیهای خیلی زیاد است. سَاُرْهِقُهُ صَعودآ عنقریبٍ او را در یک سختیهایی تعقیب خواهیم کرد و فراخواهیم گرفت و مقهور خواهیم کرد. مگر او چه کرده است؟ قرآن فقط این قسمتش را نقل میکند: آن وقتی که آمد در مجلس قریش و حرفهایش را زد و بعد گفتند: بالاخره تو چه طرحی میریزی، طرح تو در این زمینه چیست، پس ما در زمینه پیغمبر و قرآن چه بگوییم، میفرماید: اِنَّهُ فَکرَ وَ قَدَّرَ در آنجا به فکر فرو رفت، اول مدتی فکر کرد. وقتی قرآن خودِ فکر کردن را نقل میکند معنایش این است که به فکر فرو رفت که یک راهی پیدا کند و الّا اگر به آنچه که میگفت اعتقاد داشت دیگر فکر نداشت، فورآ میگفت. وقتی به او میگویند پس چه بگوییم، به فکر فرو میرود که ما در این زمینه چه بگوییم. فکر میکند که چه بگوید، نه فکر میکند که آن چیست. ببینید چقدر فرق میکند! یک وقت انسان درباره یک موضوع فکر میکند که آن چیست؛ این فکرْ مقدس است. و یک وقت فکر میکند که