فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٩ - ابتريه
دربارۀ منافقان مىگفتند كه: ايشان در زمان رسول خدا (ص) موحّد بودند، و كافر به گناه كبيره شدند نه كافر به شرك و گفتند: اوامر خداوند در قرآن «عام» است نه «خاص» ، و گفتند كه جايز است خداوند رسولى را بدون دليل و معجزه بر انگيزد، و بندگان را به آنچه را كه بروى وحى مىشود مكلّف فرمايد.
ايشان در مورد ائمه خود به دو حالت كتمان و ظهور قايل بودند، و مىگفتند ممكن است امامى مدتها در حال كتمان باشد، و در موقع مناسب علنا اظهار امامت كند، در آن هنگام او را «امام البيعه» و امام الظهور خوانند.
عقايد «اباضيه» جز در بعضى از موارد غالبا موافق «اهل سنت و جماعت» است. ايشان مانند آنان معترف به قرآن و سنت باشند، و ليكن به جاى «اجماع» قايل به «رأى» هستند. گويند خداوند از گناهان صغيره در مىگذرد، ولى از صاحبان گناهان كبيره جز به توبه در نمىگذرد، و بهشت و دوزخ فانى نگردند.
الفرق بين الفرق، ص ٦١
مقالات الاسلاميين، ج ٢، ص ١٢٦،١٧٠
مذاهب الاسلاميين، ج ١، ص ٨٩؛ ج ٢، ص ١٢٦؛ ج ٣، ص ١٤٥.
مختصر تاريخ الاباضيه.
الاباضيه فى موكب التاريخ، دو جلد، قاهره ١٩٤٦.
ملل و نحل، شهرستانى، ج ١، ص ١٢١.
E-I) N. E(VolIIIp٦٤٨ Al-ibaiyya
ابتريه
ابتريه يا بتريه به فتح و يا به ضم باء از فرق «زيديه» بودند كه ايشان را صالحيه نيز مىخواندند و از ياران حسن بن صالح بن حىّ و كثير النواء شاعر معروفند كه او را ابتر لقب داده بودند، نوبختى گويد: ابتريه مىگفتند كه: برترين مردم پس از پيغمبر و شايستهترين ايشان براى امامت على (ع) بود.
ايشان از هواخواهان استوار و پاىبرجاى على (ع) بودند، و مىگفتند كه مخالفان وى اهل دوزخ و آتشند، ولى بيعت با ابو بكر و عمر را درست دانسته و دربارۀ عثمان خاموش بودند.
ايشان بدين گونه استدلال مىكردند كه گرچه على (ع) سزاوارتر و شايستهتر از ايشان بود، امّا چون بر آن دو به خلافت سلام گفت [بيعت با ايشان جايز بوده است]و آن درست به معنى اين است كه كسى را در كارى حقى بوده باشد و آن را به ديگران واگذارد.
بايد دانست كه «بتريه» از اصحاب حديث، و پيروان حسن بن صالح بن حىّ همدانى ثورى كوفى (١٠٠-١٨٦ ه) و كثير النواء، يعنى كثير هستهفروش از معاصران حضرت محمد باقر (ع) و امام