فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٨٧ - بابيه
آنجا بيرون آمد، و در جاى ديگر مىنويسد: به ناحيهاى بين آذربايجان و آران بوده كه بابك خرمى در آن مىزيسته است، و رود ارس از پهلوى آن مىگذرد و در جاى ديگر در ذكر ابر شوم گويد كه: كوهى است در بذ از قلمرو موقان در نواحى آذربايجان كه بابك خرّمى در آنجا بود.
ابن اثير در ذكر وقايع سال ٢١٨ ه مىنويسد: معتصم خليفه عباسى بسوى خرّم دينان سپاه فرستاد و اسحاق بن ابراهيم در روستاى همدان با خرم دينان روبرو شده و شصت هزار تن را بكشت و كسانى كه مانده بودند به روم گريختند.
سرداران عرب به سبب تنگى راهها و كوهستانى بودن آنها و سختى سرماى آذربايجان از دفع بابك عاجز شدند. سرانجام پس از بيست سال معتصم خليفه عباسى، خيذر بن كاووس، معروف به افشين را به دفع او گسيل داشت. بابك در دفع لشكر خليفه به تئوفيل پسر ميخائيل امپراطور بيزانس نامه نوشت و او را دعوت به لشكركشى به آذربايجان كرد. اما پيش از آن كه امپراطور اقدامى كند افشين بابك را بفريفت و پس از سه سال جنگ با او و دادن اماننامه از طرف معتصم خليفه، او را به دام انداخت و وى را با خود به نزد معتصم به سامرا برد و خليفه فرمان داد كه بابك را بر فيلى نشاندند و در شهر بگرداندند و در روز پنج شنبه دوم صفر سال دويست و بيست و سه با وجود امان نامهاى كه به او داده بود امر داد كه وى را قطعهقطعه كرده به قتل رسانند. -خرمدينان بابك خرم دين. سعيد نفيسى.
تاريخ الرسل و الملوك، طبرى، ج ١٤، فهرست ص ٥٨.
جامع الحكايات و لوامع الروايات، ص ٢٥٨.
دايرة المعارف الاسلاميه، ج ٣، ص ٢٤٦- ٢٤٧.
زين الاخبار.
الفهرست، ابن نديم، ص ٤٠٦،٤٠٧.
كامل التواريخ، ابن اثير، ج ١٥، الفهارس ص ٤٦.
معجم البلدان، ص ٥٢٨،٥٢٩.
بابيه
بابيه گروهى هستند كه خود را از پيروان سيد على محمد شيرازى (١٢٣٦- ١٢٦٦ ه) كه در شهر شيراز خروج كرده و خود را باب مىخواند، دانستهاند و به اين نام معروف شدهاند.
سيد على محمد باب پسر سيد محمد رضاى بزّاز شيرازى است كه در كودكى پدرش درگذشت. وى تحت سرپرستى عمومى خود حاج سيد على، تربيت يافت. در هفده سالگى به شغل پدر ميل كرد و به بندر بوشهر براى تجارت رفت. حدود پنج سال در بوشهر ماند و سپس به شيراز بازگشت و بازرگانى را رها كرد. به مكّه سفر كرد و در عراق به زيارت قبور ائمه نايل