فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٥ - اباحيه
مخير بين فعل يا ترك آن باشد. به عبارت ديگر «اباحه» در اصطلاح فقها حكمى است كه عارى از طلب باشد، و «تخيير» حكمى است كه بين فعل و ترك آن باشد [١]، و مكلّف بتواند آن را انجام دهد يا ندهد. در لغت اباحه و اباحت به معنى مباح كردن، حلال كردن و جايز شمردن آمده كه مقابل حظر و تحريم است.
مولانا فرمايد:
كاين اباحت زين جماعت فاش شد
رخصت هر مفلس قلاش شد
در اصطلاح اباحه معمولا بر افعال سهلانگارانۀ اخلاقى، كه منع شرعى و عرفى دارد اطلاق مىشود.
چنان كه بعضى از فرق غلاة و متصوّفه را متهم به اباحه كردهاند.
بعضى از غلاة شيعه مىگفتند كه: ما بايد بار تكليف را از دوش برداريم و كارى يا چيزى را بر خود حرام نشماريم.
برخى ديگر مىگفتند كه: حرام و حلالى كه در قرآن و سنت آمده است، مقصود از آنها تبراى از دشمنان امامان و تولاى به ايشان و دوستان ايشان است.
بعضى معتقد بودند كه شناختن امام و مهر ورزيدن به وى براى ايشان كافى است و ديگر احتياجى از پرهيز چيزهاى «حرام» ندارند از اين رو انجام هر كارى را و لو اين كه مخالف شرع باشد بر خود مباح مىدانستند. (-: ابراهيميه)
عبد القاهر بغدادى در كتاب «الفرق بين الفرق» از بعضى فرقههاى اباحى نام برده است و مىنويسد كه: «بابكيه» را در كوهستانشان جشنى است و در آن شب مردان و زنانشان با هم گرد آيند و مىگسارند و ساز و ناى نوازند، ناگاه چراغ را بكشند و جامه بركنند و مردان در زنان آويزند. (-: بابكيه) .
«معتزله» مىگفتند: آيا افعال آدمى را پيش از وحى يا در فاصلۀ ميان دو وحى بايد اصولا مجاز شمرد يا ممنوع؟ و چون آنان ميزان «عقل» را در «حسن و قبح اعمال» جارى مىدانستند مىگفتند: افعال خوب و سودمند روا و افعال زشت و زيانبخش نارواست.
جاحظ كه يكى از بزرگان «معتزله» بوده مىگفت: هر چه در قرآن و سنت نهى نشده باشد مباح مطلق است. [٢]
«اسماعيليه» مىگفتند: «اذا ظهرت الحقايق بطلت الشرايع» يعنى: اگر حقايق دين آشكار شود شرايع و قوانين باطل مىگردد.
محيط المحيط.
لغتنامه دهخدا، مادۀ اباحه.
فرهنگ علوم.
[١] -گاهى تخيير بين دو حكم وجوبى است كه امكان انجام هر دو نباشد، مانند نجات يكى از دو غريق.
[٢] -اصالة الاباحه نيز مذهب محققين اماميه است در مقابل اصالة الحظر.