فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٧٣ - عقايد يزيديه
از قول عبد القاهر گيلانى نقل كردند كه گفت: اگر نبوت با رياضت و مجاهدت، ممكن بود به كسى برسد، شيخ عدى بن مسافر به آن مىرسيد.
مقبرۀ او در نزديكى اربيل كه سابقا دير نسطوريان نصرانى بوده، واقع است و بر روى سنگ قبر او چنين نوشته شده: بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ خالق السماء و الارض، اخفض هذه المنزل محل الشيخ العدى الحكارى، شيخ اليزيديه.
يعنى به نام خداوند بخشايندۀ مهربان، آفريدگار زمين و آسمان، سر فرود آر كه اينجا آرامگاه شيخ عدى حكارى، شيخ يزيديه است.
عقايد يزيديه
«يزيديه» در كتاب «مصحف رش» كه دومين كتاب دينى آنان است چنين عقيده دارند: از طوفان تا امروز هفت هزار سال است و هر سال يك خدا نازل شده و هر يك قوانين و شريعتهايى نيز آوردهاند و به آسمان بازگشتهاند اين خدايان بدان جهت بر ما نازل مىگردند كه جايگاههاى مقدس در محل اقامت ماست و در اين زمان خداوند بيش از گذشته بر ما نازل مىشود و با زبان كردى سخن مىگويند و بسوى محمد (ص) پيامبر اسلاميان كرنش مىكند.
محمد (ص) خادمى داشت به نام معاويه، خدا به او نگاه كرد ديد وى به راه مستقيم نمىرود و مىخواهد سر از اسرار او درآورد.
محمد (ص) به معاويه گفت: سر من را بتراش زيرا وى مىتوانست سرتراشى كند.
معاويه به آرامى بيامد ولى با شدت سر محمد (ص) را بتراشيد و سرش را خون آورد، چون معاويه خون را ديد آن را با زبان خود بليسيد تا مبادا خون محمد (ص) روى زمين بچكد.
محمد (ص) به معاويه گفت: اين چهكار بود كردى؟ معاويه گفت: ترسيدم خون تو بر زمين بريزد.
محمد (ص) به او گفت: خطا كردى و تو امتى را به دنبال خود مىكشانى و امت من لقب ترا مىگيرند.
معاويه گفت: پس من وارد عالم نمىشوم و ازدواج نمىكنم. پس از مدتى خداوند كژدمهايى را بر او مسلط كرد و كژدمها او را گزيدند و وى را مسموم ساختند.
پزشكان براى دفع سم، زن گرفتن را بر معاويه تجويز كردند.
معاويه ناچار شد زن بگيرد و زنى كه برايش آوردند پيرزنى هشتادساله بود تا آبستن نشود ولى معاويه با او نزديكى كرد و بامداد روز بعد آن پيرزن بيست و پنجساله شد و اين امر به قدرت خداوند روى داد و يزيد را كه خداى ماست به دنيا آورد.