فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٦ - اسكافيه
بيان الاديان، ص ٤٥.
تبصرة العوام، ص ١٨.
مشارق الانوار اليقين فى اسرار امير المؤمنين، ص ٢١٢.
اسحاقيه
از پيروان اسحاق تركند كه از نسل يحيى بن زيد بن على بود و دعوى امامت داشت ولى از محبوبيت ابو مسلم در ما وراء النهر استفاده كرد و گفت: ابو مسلم از انبياست و زردشت او را فرستاده و زردشت زنده است و روزى ظهور كند و دين خود را زنده گرداند.
ابو القاسم بلخى نوشته است كه: مردم ابو مسلميه را خرم دينيه نيز مىخواندند و چون اسحاق در ما وراء النهر ميان تركان مىزيست، معروف به اسحاق ترك شد.
صاحب اخبار ما وراء النهر گويد كه: وى از مردم ما وراء النهر و شخصى امى بود و مىگفت كه با جنيان ارتباط دارد، چون كسى از وى چيزى مىپرسيد پاسخ آن را پس از يك شب از قول جنيان به او مىگفت.
(-ابو مسلميه) .
تاريخ ادبى ايران، ادوارد براون، ج ١، ص ٤٦٨.
تاريخ افغانستان بعد از اسلام، ج ١، ص ٣٠٣.
الفهرست، ابن النديم، ص ٤٠٨.
ابو مسلم خراسانى، غلامحسين يوسفى، ص ١٦٧.
اسكافيه
اسكافيه از فرق كلامى «معتزلۀ» بغداد و پيروان ابو جعفر محمد بن عبد اللّه اسكافى هستند، كه اصل او از سمرقند بود.
وى خداوند تعالى را در ستم به كودكان و ديوانگان به «توانايى» وصف كند ولى گويد: خداوند در ستم بر خردمندان به «توانايى» وصف نشود و قادر بر ظلم ايشان نيست.
همچنين مىگويد كه رواست اگر گوئيم خداوند با بندگان كلام مىگويد و روا نيست كه گوئيم وى تكلّم مىكند و بايد او را «مكلّم» ناميد نه «متكلّم» .
زيرا در «متكلّم» گمان كرده شود كه كلام قائم به اوست ولى در «مكلّم» چنين گمانى نرود، همان سان كه متحرك مقتضى قيام حركت به آن باشد، متكلّم نيز اقتضاى كلام به او دارد.
ابن المرتضى نام او را در طبقه هفتم از معتزله آورده، از قول ابن يزدان گويد كه: «اسكافى» مردى عالم و فاضل بود و هفتاد كتاب در كلام تأليف كرد و نيز از قول ابو القاسم بلخى از ابو الحسين خياط روايت كرده كه گفت: اسكافى نخست خياط بود و عمو و مادرش وى را از طلب علم بازمىداشتند و او را ناچار به كسب كرده بودند، ولى جعفر بن حرب كه از علماى «معتزله» بود وى را در كنف حمايت خود