فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٤ - ازدريّه (ازوريه!)
خويش بود بيعت كردند. بعد از قتل قطرى، ازارقه پراكنده شدند [١].
ازارقه سنگسار (رجم) كردن را منكر شدند و خيانت در امانت را روا دانستند و گفتند مخالفان ما مشركند و اداى امانت ايشان جايز نيست و حدّ شرعى را دربارۀ كسى كه قذف مرد زن دار مىكرد روا ندانستند، ولى حدّ شرعى را بر كسانى كه قذف زنان شوهردار مىنمودند جارى مىكردند.
دست دزد را در بيش و كم مىبريدند و اندازهاى در مال دزدى در نظر نمىگرفتند.
ازارقه چون با نافع بن ازرق بيعت كردند او را امير المؤمنين خواندند و خوارج عمان و يمامه نيز به ايشان پيوستند.
حجاج بن يوسف، مهلّب بن ابى صفره را به جنگ ايشان فرستاد و از آنان كشتار بسيار كرد.
ازارقه على (ع) را كافر شمردند و عبد الرحمن ملجم را در شهيد كردن آن حضرت بر حق مىدانستند.
ايشان خوارجى را كه از جنگ با مخالفان خوددارى مىكردند كافر شمردند و ريختن خون اطفال و زنان مخالفان را جايز مىدانستند و مىگفتند كه اطفال مشركان در دوزخند و نيز مىگفتند كه جايز است خداوند پيامبرى بفرستد در حالى كه مىداند پس از نبوتش كافر خواهد شد و جايز است كه پيغمبرى بفرستد كه پيش از نبوتش كافر بوده و از وى گناهان كبيره و صغيره صادر شده باشد و نيز گويند كه: مرتكبان كبيره جملگى كافرند و با ديگر كفّار به دوزخ اندر افتند.
الفرق بين الفرق، ص ٥٠-٥٢.
ملل و نحل، شهرستانى، ص ١٠٩-١١٠.
مقالات الاسلاميين، ج ٢، ص ١٢٦ و ١٣٧.
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ١٣٦.
٤. E. I) New(Vol. l,P.٨٣٣- ٨٣٤
ازدريّه (ازوريه!)
از فرق «غلاة» هستند و گويند كه اين على (ع) كه پدر حسن (ع) و حسين (ع) است، على نيست، او مردى است كه او را على الازدرى خوانند و آن على كه امام است او را فرزند نباشد و او صانع و كردگارست.
تاريخ شيعه و فرقههاى اسلام، ص ١٦٩.
بيان الاديان، ص ٣٦.
مشارق الانوار، ص ٢١٣.
[١] -در سال ٦٨ هجرى ميان خوارج ازرقى، به رهبرى زبير بن ماحوزى، و قطرى بن الفجأة، و سپاهيان حجاج بن يوسف كه اغلب تحت فرماندهى مهلب (از قبيله ازد) سردار فعال و آزموده خراسان بودند، جنگهايى طولانى و دشوارى در جريان بود كه از فارس پيوسته به خوزستان و بين النهرين و همچنين به اصفهان و سيستان و كرمان سرايت مىكرد. اشپولر، تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى، ترجمۀ جواد فلاطورى ص ٣٢.