فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٤٣ - ازارقه
نزديك مراكش قرار داد كه امروز معروف به شهر قصر فرعون است. چون مردم مراكش او را شناخته و نسب او را دانستند مقدمش را گرامى شمردند و حاكمى را كه از طرف بنى عباس بر ايشان حكومت مىكرد خلع كردند و در روز جمعه چهارم رمضان سال ١٧٢ هجرى او را به خلافت برداشتند. او مردى جنگجو بود و شهرهاى مغرب را از جمله فاس و تلمسان بگرفت و به وليله مقر خلافت خود بازگشت. ادريس مسجدى در صفر سال ١٧٤ ه در تلمسان بنا نهاد. منبر آن مسجد كه نام او بر آن نوشته شده بود تا زمان ابن خلدون باقى بود. گويند در آن زمان كه ادريس به امر برادرش محمد بن عبد اللّه، از دست عباسيان به مغرب مىگريخت غلامى به نام «راشد» داشت كه در همه جا همراه او بود تا به مصر رسيدند، چون جاسوسان عباسى در تعقيب او بودند به تدبير آن غلام خود را از بيراهه به قيروان رسانيد و به شهرهاى فاس و طنجه رفت، مردم بربر با او بيعت كردند و او را به امامت برداشتند. چون اين خبر به هارون الرشيد رسيد، خاطرش از جانب وى پريشان گشت، به تدبير وزيرش يحيى بن خالد برمكى سليمان بن جرير رقّى را كه يكى از سخنوران فرقه بتريه از زيديه بود، براى كشتن و مسموم ساختن وى به افريقا فرستاد تا روزى در خلوت سليمان بن جرير فرصت يافته او را بوسيله شيشه عطرى كه زهرآگين بود، مسموم ساخت و بگريخت و به هارون پيوست. چون ادريس در گذشت، غلام «راشد» سرپرستى همسر او را كه باردار بود به عهده گرفت و چون پسرى به دنيا آورد او را به نام پدرش ادريس خواند.
ادريس بن عبد اللّه در سال ١٧٧ ه در گذشت. مسكوكاتى كه از او باقى است در بلاد تدغه، وليله ضرب شده است. دولت «ادارسه» مقارن سال ٢٤٦ ه(٨٦٠ ميلادى) به اوج خود رسيد و انقراض ايشان در سال ٣٧٥ ه(٩٨٥ م) صورت گرفت.
دايرة المعارف اسلاميه، ج ١، ص ٥٤٤.
مقالات الاسلاميين، ج ١.
مقاتل الطالبين، ص ١٧٠.
طبقات سلاطين اسلام، ص ٢٩.
ازارقه
فرقهاى از خوارج هستند كه نام خود را از پيشواى خويش نافع بن ازرق كه ابو راشد كنيه داشت گرفتند و گويند: مخالفان ايشان از اهل قبله مشركند و هر كه به مذهب ايشان در نيايد ريختن خون او و زن و فرزندش جايز است.
پس از كشته شدن نافع، پيروان او با عبيد اللّه بن ماحوز بيعت كردند و تا شوال سال ٦٦ ه كه در سلبرى كشته شد پيشواى ايشان بود.
پس از كشته شدن زبير بن ماحوز، ازارقه با قطرى بن الفجأه كه از دليران زمان