فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٨٨ - متعاليه
معرفة المذاهب، ص ١٣.
مترابصيه
-متربصيه.
متربصيه
نام جماعتى از شيعه كه متربص يعنى منتظر خروج مهدى بودند و در اين انتظار در هر عصرى يك نفر را به ولايت امر بر مىگزيدند و او را مهدى مىپنداشتند و همين كه او مىمرد ديگرى را به اين سمت بر مىداشتند و اينان در جامۀ زاهدان بودند.
ايشان خروج كردن بر پادشاهان مسلمان را روا دارند و حرام ندانند.
خطط، مقريزى، ج ٤، ص ١٠٨.
تلبيس ابليس، ص ٢٢.
معرفة المذاهب، ص ٨.
مترفيه
گويند: آدميان مهمانند در دعوت خانۀ دنيا از شرق عالم تا غرب عالم.
مهمان خانۀ خداست، سفرۀ نعمت انداخته، سماط در كشيده و خلايق جملگى كه حوالۀ ايشان است مىخواند چنان كه برهنه و عريان در آمدند بيرون رفتند و حال آن كه مهمان خداى كريم رحيماند حاشا كه نعمت را حساب كند يا عتابى فرمايد و اين حديث را دليل تمسّك خود ساختند: قال النبى (ص) : النّاس اضياف اللّه تعالى فلا حساب عليهم.
خوان كرم گستردهاى، مهمان خويشم بردهاى
گوشم چرا مالى اگر من گوشۀ نان بشكنم؟
اين شعر از غزليات مولانا در ديوان شمس است كه مطلع آن اين است: بازآمدم، چون عيد نو تا قفل زندان بشكنم
وين چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشكنم
هفتاد و سه ملت، ص ٤١.
دبستان المذاهب، ج ٢، ص ١٠٧.
ديوان شمس، غزل ٥٦، ج ٢، ص ٢٣.
متصليه
گويند: همچنان كه درخت سير آب دارد و در بيخ و برگ و ساق و شاخ و ميوه رود عالم را سراسر درختى تصور كن و ذات بىچون در همه جا سارى و جارى و متصل است زيرا: انّ اللّه متّصل بالعالم كاتّصال الماء بالشّجرة و اين نظم حديث ايشان است به مذهب آنان.
در باغ جهان رفته چو جان ور تن مردم
بر گل گذرى كرده و با خار نشسته
در خرقۀ محمود منوّر شده ساكن
برخاسته محمود چو آن يار نشسته
در ثابت و سيّار شده ذات تجلى
بر تارك نه گنبد دوّار نشسته
هفتاد و سه ملت، ص ٣٢.
دبستان المذاهب، ج ٢ ص ١٠٧.
متصوّفه
-صوفيه
متعاليه