فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٨١ - مارقيه
نمىدانند و گويند هر چه را كه شرع قبيح بداند آن نادرست و زشت و آنچه را كه شرع نيكو و حسن شمارد، درست و زيباست و آنان فعل اصلح را بر خداوند واجب نمىدانند و مىگويند: حتى خداوند مىتواند به بشر تكليف ما لا يطاق كند، امّا ماتريديه بر وفق كلام معتزله گويند كه: اشياء حسن و قبح ذاتى دارند كه آن دو را عقل بخودى خود ادراك مىكند و آنچه را كه عقل حكم كند موافق شرع است.
اين دو گروه در موضوع «صفات اللّه» نيز اختلاف كردند، اشاعره گفتند: صفات بر دو قسم است: صفات فعل و آن «حادث» است و صفات ذات و آن «قديم» است.
امّا ماتريديه قايل به قدم و ديرينه بودن هر دو شدند و جميع صفات افعال را راجع به يك صفت تكوين دانستند.
ولى اشاعره گويند: صفات فعل «حادث» است زيرا تعلق به حوادث دارد و اگر اين صفات «قديم» مىبود متعلّقات آن نيز «قديم» بود.
اختلاف ديگر ايشان در رؤيت خداى تعالى است؛ اشاعره قايل به رؤيت خداوند شدند و ماتريديه آن را منكر گشتند.
ديگر اختلاف ايشان در خلق قرآن مىباشد، اشعرى قرآن را غير مخلوق و قديم مىدانست و مىگفت: كلام اللّه «قديم» است.
ماتريدى گفت: خداوند را دو كلام است: يكى نفسى و غير مخلوق و كلامى كه از حروف و اصوات پديد آمده و آن مخلوق است.
ديگر اختلاف آن دو طايفه دربارۀ ارسال رسل است كه آيا آن امرى واجب يا غير واجب مىباشد و آيا بر انسان لازم است كه خداوند را قبل از ورود شرايع و آمدن رسل بشناسد.
ماتريديه گويند: عقل مىتواند راستى و يا نادرستى مدعى نبوت را بشناسد.
اشاعره گفتند: انبيا از روى معجزه شناخته شوند.
ماتريديه گفتند: پس از عقل معجزه تأييد نبوت نبى است.
تاريخ علم كلام، ج ١، ص ٧٠-٧٢.
شرح العقائد النسفيه، مقدمه كلود سلامه، ص ١٦ -٢١.
العقيده و الشريعه، ص ١٠٠-١٠٢.
Shorter Encyclopaedia oF IslamP.٣٦٢-٣٦٣
ماخوسيه
از فرق نصيريهاند و منسوب به قريۀ ماخوسند كه در شمال لاذقيه واقع است.
مذاهب الاسلاميين، ج ٢.
مارقيه
پس از اعلام نظر حكمين در