فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٧١ - كياليه
بودند، كه در ابتدا مردم را به يكى از خاندان امام جعفر صادق (ع) مىخواند و پس از آن خود مدعى رسالت و قائميت گرديد. او كتب و مقالاتى به زبان عربى و فارسى دربارۀ مذهب خويش نگاشت كه در آنها مطالبى آميخته از مطلب فلسفى و آراى دينى را آورده است و در بعضى از اقوال خود انكار حس كرد.
چون در گفتار خود مطالب مخالف شرع اظهار مىداشت، پيشوايان شيعه از وى دورى جسته و پيروان خويش را به تبرى از او امر فرمودند.
بعد از آن كه كيّال از جانب شيعه مطرود گشت خود دعوى امامت كرد و گفت: قائم منتظر منم.
او مىگفت هر كه عالم آفاق را بر عالم انفس تطبيق كند و مناهج دو گيتى بيان نمايد امام باشد. سپس گويد: عالم بر سه گونه است: عالم اعلى، عالم سفلى، عالم انسانى، در عالم اعلى پنج مكان اثبات مىكند از اين قرار: مكان الاماكن كه در آن هيچ موجودى ساكن نيست و محيط به تمام اماكن مىباشد و آن مكان همان عرش است كه پيغمبر خبر داده است و پايينتر از آن مكان نفس اعلى است و فرود آن مكان نفس ناطقه و فرود آن مكان نفس حيوانى است و فرود آن مكان نفس انسانى است و گويد: ارادۀ نفس انسانى آن است كه به عالم نفس اعلى ظهور كند و چون بالا رفت مكان نفس حيوانى و ناطقه را خرق كرد، چون بر عالم اعلى رسيد و به قرب وصول آن عالم مخصوص شد، خسته گشت و بازمانده و سرگردان شده و محبوس و متعفن گرديد و اجزايش مستحيل و به عالم سفلى سقوط كرد و در اين عفونت زمانى بماند و اكوار و ادوارى بر او بگذشت و در آن حالت در عفونت و استحاله بود پس نفس اعلى او را به نور خويش روشن گردانيد و در اين عالم تركيباتى پديدار گشت و آسمانها و زمين و مركبّات از معادن و نباتات و حيوانات و انسان پديدار گشت، انسان در بلايا افتاد و در اين تركيب گاهى شادان و گاهى اندوهناك است و گاه سلامت و عافيت و گاه بليه و محنت دارد تا قائم ظهور نمايد و او را به حال كمال بازگرداند و تضادها باطل شود و روحانى بر جسمانى غلبه كند و اين قائم همان احمد كيّال است.
سپس به بيان ذات خود پرداخته و گويد كه نام احمد مطابق عوالم اربعه است: الف احمد مقابل نفس اعلى و حاء احمد مقابل نفس ناطقه و ميم احمد مقابل نفس حيوانى و دال احمد مقابل نفس انسانى است.
عوالم اربعه همان مبادى و بسائطند، پس در مقابل عوالم علويه، عوالم سفليۀ جسمانى را قرار داد و گفت: آسمان تهى