فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٣٤٦ - غلاة
غلاة از فرط غلو در حق على (ع) مرتبه حضرت محمد (ص) را پايين تر از او دانستهاند و گويند: در دور دوم كه على (ع) و پيغمبر (ص) در اين جهان ظاهر شوند. محمّد حاجب و دربان على (ع) خواهد بود. برخى از فرق ايشان از حضرت محمد (ص) و على (ع) و سلمان ثالوث و خدايان سهگانهاى ساخته و آنان را مستوجب ستايش و عبادت دانستهاند.
غلاة شيعه كه غالبا از موالى و غلامان آزاد كردۀ ايرانى و ملل ديگر هستند از دو دسته بيرون نبودند يا مردمانى سادهدل و عامى بودند كه تحت تأثير سيماى جذاب و رفتار متين و كردار پسنديدۀ ائمه شيعه قرار مىگرفتند و چون افكار غلوآميز را از دين پدران و نياكان خود به ارث برده بودند و آن پندارها را با وجود مسلمانى هنوز در خاطر خرافى ايشان متمكن بود از اين جهت مشاهدۀ ائمه و فضيلت و سيادت اخلاقى ايشان، آنان را تحت تأثير قرار مىداد، بنابراين تصوراتى ماليخوليايى دربارۀ آنان مىكردند.
ايشان مىپنداشتند كه اين فرزندان پيغمبر (ص) بايستى همان معجزات و كرامات مشهور را از جدشان رسول خدا به ارث برده و مىتوانند در دستگاه آفرينش صاحب دخل و تصرف باشند و حتى ممكن است خداوند با تمام عظمتش در وجود ناسوتى ايشان «حلول» نمايد.
اما دستهاى ديگر از «غلاة» را شيادانى مانند ابو الخطاب تشكيل مىدادند كه براى رسيدن به مقام دنيوى و نفوذ و تاثير در نفوس مردم و پيدا كردن مريد خود را به ائمه شيعه بسته در حالى كه نسبتهاى غلوآميز به ايشان مىدادند، خود را نيز در مرتبت با آنان شريك مىپنداشتند و يا خويشتن را نايب و دستيار آنان معرفى مىكردند تا عوام شيعه بر اثر حسن ظن كه به ائمه خود داشتند به ايشان گرويده و مريد آنان شوند.
ائمه شيعه كه گزافهگوئيهاى اين طايفه سادهدل و شياد را ديده و مىشنيدند علاوه بر منع و اشكالات دينى چون امكان داشت در نظر حكومت وقت كه چشمهاى جواسيس ايشان همه جا آنان را مورد تعقيب قرار مىدادند موجب گرفتارى و زحمت سياسى ايشان شود از اين جهت در آشكار و نهان به لعن غلاة مىپرداختند و از گفتار و كردار ايشان بيزارى مىجستند تا مورد سوء ظن حكومت وقت قرار نگيرند. شمار «غلاة» در روزگار حضرت امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) فزونى يافت و كسانى مانند بيان بن سمعان نهدى و مغيرة بن سعيد و ابو الخطاب پيدا شدند و به غلوّ و گزافهگويى پرداختند.
آن امامان مكرر از اين گزافهگويان بيزارى جستند و در احاديث خويش آنان را لعنت فرمودند.