فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٩٥ - صافيه
متوفى مىگذارند تا آن را به دربان بهشت نشان دهد و زمينى را كه خريده است، تحويل گيرد.
سبب نامگذارى ايشان به صارليه همين بهشتفروشى است (در تداول عوام) و گويند صارت الجنة لى بالابتياع يعنى بهشت در نتيجه اين خريدارى از آن من شد. از شعائر ايشان آن است كه در آغاز هر سال قمرى هر مرد زندارى بايد خروسى را كشته و با برنج يا گندم يا طعام ديگر طبخ كند و خوان بزرگى بگسترد، مردان در طرفى و زنان طرف ديگر نشينند، شيخ ايشان بيايد و آن خوان را تبرك كند، آن سفره را خوان محبت خواندهاند.
گويند: چون خوان برچيده شد چراغها بكشند و مردان در زنان آويزند و آن شب را ليلة الكفشه خوانند، زيرا كفش در لغت ايشان به معناى گرفتن است.
شيخ نبايد كه سبيل و ريش خود را بتراشد از اين جهت او ريش درازترين آن قوم است و اگر خواهد به سفرى رود، ريش خود را در كيسهاى مىپيچد تا باد آن را پراكنده نكند.
صارليه طلاق را روا ندارند. كتاب دينى ايشان به زبان پارسى است و شغل و كارشان كشاورزى است.
اب انستاس كرملى دانشمند معروف عراقى مىنويسد: صارليه قبيلهاى از تركمانان هستند كه از اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم در اين نواحى زندگى مىكردند و سارلو خوانده مىشدند. تيمور در لشكركشى خود از ايشان عدّهاى را بكشت و سلطان احمد جلاير در ٧٩٥ هجرى بر ايشان بتاخت و از آنان باج گرفت، بنابراين اگر نام خود را مشتق از صارت الجنة لى گرفتهاند، درست نيست و سخنى خرافى و ساختگى است و بايد آنان را با حرف سين، سارلو خواند.
الشبك، ص ٢١٩-٢٣٤-٢٣٥.
مجله لغة العرب، انستاس كرملى، ج ٩، سال ١٩٣١، ص ٦٤٢.
صارميه
-ناووسيه.
صاعديه
پيروان مردى به نام ابن صاعد هستند كه بعثت انبيا را پس از پيغمبر ما حضرت محمّد (ص) نيز جايز دانند و گويند كه: آن حضرت روايت فرمود: لا نبى بعدى الا ما شاء اللّه يعنى پيامبرى پس از من نيست جز آنچه خدا بخواهد، پس جايز است كه بعد از او پيامبرى بيايد.
البدء و التاريخ، ج ٥، ص ١٤٩.
صافيه
فرقهاى از «غلاة» شيعهاند كه در آناطولى سكنى داشتند و خود را صافى يا صافيه مىنامند و پراكندهاند و به مشرب