فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٩٣ - صاحب الزنج
و همواره سپاهيان برگرد او فراهم مىشدند و چون نماز عيد فطر شد خطبهاى خواند و آنان را از محنت و سختى بردگى بياگاهاند. سپس يكى از رؤساى زنگيان كه ابو صالح نام داشت با سيصد تن زنگى بدو پيوستند.
صاحب بصره كه عقيل نام داشت بگريخت و صاحب الزنج به دنبال او برفت و كشتيهاى او را بگرفت.
زنگيان هر كه را مىيافتند مىكشتند و شهرها را غارت مىكردند و در رمضان سال ٢٥٦ ه اهواز را ويران و غارت كردند.
در سال ٢٦٢ ه يعقوب ليث صفارى از فارس به اهواز حمله كرد و آن شهر را بگرفت ولى از ابو احمد موفق در جنگ اهواز شكست خورده بگريخت. در اين وقت صاحب الزنج به او نامه نوشت و گفت: بيا با هم يار شويم و خلافت عباسيان را براندازيم.
اگر يعقوب مىپذيرفت شايد اين كار انجام مىگرفت امّا يعقوب نپذيرفت و در پاسخش نوشت: «قُلْ يٰا أَيُّهَا الْكٰافِرُونَ، لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ.» كافرون/١،٢.
ابن اثير مىنويسد كه: چون موفق عباسى خبر غلبه زنگيان را بر واسط شنيد در ربيع الآخر ٢٦٦ ه فرزند خود ابو العباس را با دوازده هزار تن سواره و پياده مأمور سركوبى آنان كرد و او بر سپاه صاحب الزنج چيره گشت و پس از جنگهاى بسيارى فتح نصيب موفق شد (سال ٢٧٠ ه) .
چون صاحب الزنج شكست را مشاهده كرد بگريخت و لؤلؤ سردار خليفه به دنبال او رفت و صاحب الزنج به قتل رسيد و دوازده شب به پايان جمادى الاولى سال ٢٧٠ ه مانده بود كه ابو العباس فرزند موفق با سر بريده صاحب الزنج به بغداد درآمد.
خروج صاحب الزنج از چهارشنبه چهار روز مانده به پايان رمضان سال ٢٥٥ ه آغاز شد و با قتل او در روز دوشنبه دوم صفر سال ٢٧٠ ه به پايان آمد.
صاحب تاريخ قم در فصلى از كتاب خويش كه به ذكر طالبيان در قم اختصاص داده گويد: از فرزندان عبد اللّه بن حسن، افطسى است كه از بصره به قم آمد و اين عبد اللّه با على بن عبد اللّه علوى صاحب الزنج در بصره بود، چون صاحب الزنج را بكشتند عبد اللّه و برادر وى حسن بن عباس بگريختند و به قم آمدند و در آنجا متوطن شدند.
روايت شده است كه بعضى از شيعيان از حضرت حسن بن على امام يازدهم، از صاحب الزنج سؤال كردند امام فرمود: صاحب الزنج از ما نيست.
ابو الحسن عيسى بن علوى عريضى دعوى كند كه محمد بن حسن بن احمد بن وليد فقيه روايت كرده كه صاحب الزنج از علويه است و ليكن علويه و شيعه خود را از