فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٨٨ - شيعه عباسيه
دعوت امامت بنى عباس صورت شرعى و روحانى به خود گرفت.
عباسيان به اين بهانه كه اولاد على (ع) از حق امامت خود به نفع آنان صرفنظر كردهاند بناى دعوت و پيشرفت را گذاشتند و از محبوبيت آل على (ع) بسود خود استفاده كردند.
امام عباسى كه در حميمه از زمان عبد الملك بن مروان اقامت داشت، دوازده نقيب برگزيد و از سوى خود به نواحى مختلف گسيل داشت. اعمال داعيان عباسى از طرف اين نقيبان و همچنين هفتاد تن از شيوخ جزء رهبرى مىشد.
امامان عباسى مركز تبليغات ديگرى نيز در كوفه داشتند.
دستور امام عباسى به داعيان خود آن بود كه بيشتر به ايرانيان اطمينان كنند. روش تبليغ چنين بود كه نخست شرحى از اسلام و محسنات آن بيان مىكردند، سپس به ذكر معايب بنى اميه و انحراف آنان از دين اسلام مىپرداختند.
آنگاه از فضايل آل محمد (ص) و اهل بيت و مظلوميت آنان سخن مىگفتند و مردم را به «الرضا من آل محمد (ص)» مىخواندند و مىگفتند ما بايد به خلافت يكى از اولاد محمد (ص) راضى شويم و از زيركى و تزويرشان نام كسى را نمىبردند و چنين وانمود مىكردند كه دعوت به يكى از فرزندان رسول خدا (ص) مىكنند.
مردم هم كه طرفدار اهل بيت و علويان بودند گمان مىكردند كه مقصود ايشان يكى از فرزندان على (ع) است.
نخستين دعوت عباسيان در خراسان در سال صدم هجرى آغاز شد. داعيان، نامههاى مردم را كه دعوت بنى عباس را پذيرفته بودند مىگرفتند و به نشان قبول بيعت براى محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس مىفرستادند.
رهبر واقعى اين سازمان مخفى بازرگانى ايرانى به نام بكير بن ماهان بود. امويان او را در سال ١٢٦ هجرى دستگير كرده و در كوفه به زندان انداختند. وى در زندان با ابو مسلم خراسانى آشنا شد و پس از آزادى از زندان او را به ابراهيم بن محمد امام معرفى كرد و ابراهيم دعوت خود را در خراسان به ابو مسلم سپرد. -ابو مسلميه.
دعوت عباسيان در آغاز سرّى بود. در سال ١٢٩ ه از جانب ابراهيم امام به ابو مسلم فرمان رسيد كه دعوت خود را در خراسان علنى كند.
ابو مسلم درفش سياه عباسى را در نزديكى قريه سفيدنج برافراشت و نصر بن سيار حاكم خراسان در سال ١٣١ ه از ابو مسلم شكست يافت و در ساوه درگذشت.
در سال ١٣٢ هجرى مروان بن محمد آخرين خليفه بنى اميه بر نهانگاه ابراهيم دست يافت و او را بگرفت و در زندان