فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٦٣ - شمريه
الكامل ابن اثير، ج ٨، ص ٤٩٥.
يادنامۀ بيرونى، مقالۀ دكتر مشكور، ص ٣٧٩ -٤١٦.
شماليه
از طوايف نصيريهاند و گويند: حضرت على بن أبي طالب (ع) در آسمان است و در آفتاب جاى دارد و آفتاب همان محمد (ص) است و محمّد و على را خدا دانند و لقب ديگر ايشان شمسيه است.
مذاهب الاسلاميين، ج ٢، ص ٤٩٥.
شمراخيه
از فرق خوارج پيرو عبد اللّه بن شمراخ بودند و ايشان در پشت سر هر كس كه بسوى قبله نماز مىخواند اگر چه يهودى و يا نصرانى بود نماز مىگزاردند.
شمراخيه بخود حبيبيه لقب دادهاند و پندارند كه: اگر محبت به صحت پيوندد امر و نهى برداشته شود زيرا اهل محبت مىتوانند نماز و روزه را ترك كرده و در ارتكاب معاصى حتى خفتن با زنان بدون نكاح آزاد باشند.
شمراخيه كشتن پدر و مادر را در دار تقيه اگر چه مسلمان هم باشند جايز دانند و گويند كه: خون ايشان در سرّ حرام است و در آشكارا حلال و خون آن كه مخالف ايشان باشد در ميانشان حلال و در دار تقيه حرام.
در «دبستان المذاهب» آمده كه گويند: زنان همچون رياحينند يعنى بوى ريحان بىملك مباح است، پس هر زنى بىنكاح مباح است و روى زنان بيگانه ديدن بىنكاح مباح است.
الحور العين، ص ١٧٧-٢٧٤.
الفرق و التواريخ، ص ٢٣.
التنبيه و الرد، ص ١٦٨.
الفرق المفترقه، ص ٢٠.
تبصرة العوام، ص ٤٣.
دبستان المذاهب، ج ٢، ص ٩٧.
شمريه
از فرق مرجئه پيروان ابو شمر نامى بودند و گفتند كه: ايمان معرفت به خداوند و خضوع و محبت قلبى و اقرار به اوست و اگر پيامبرى مبعوث گردد، ايمان معرفت به آنچه راست كه آن پيامبر از طرف خداوند بياورد.
خصلتى از معرفت را ايمان نگويند بلكه مجموعۀ خصال معرفت را ايمان خوانند.
ابو شمر مىگفت: من به فاسق ملّى كه معتقد به يكى از اديان الهى است فاسق ملّى نگويم جز اين كه اين اصطلاح را دربارۀ او مقيد كرده، گويم در فلان امر فاسق است و همچنين مىگفت: به معرفت تنها ايمان نتوان گفت مگر آن ضميمه به اقرار گردد.