فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٥٤ - شريعيه
مىفروشند و در راه او فدا مىسازند. -خوارج.
شرامخه
از فرق «غلاة» شيعهاند.
البدء و التاريخ، ج ٥، ص ١٢٤.
شرطة الخميس
مصطلح علماى رجال مىباشد. خميس، به عربى سپاه و لشكر را گويند كه به نام مقدمه الجيش ميمنه، ميسره، ساق يا ساقه و قلب، به پنج قسمت منقسم مىباشد.
شرطه، به ضم اوّل همان مقدمة الجيش را گويند كه منتخب، اولين دستۀ لشكر، به ساير لشكريان مقدم، حاضر جنگ و محاربه و دفع دشمن بوده و مهيّاى مرگ خودشان مىباشند و آن از شرط (بر وزن قمر) به معنى علامت و تهيّؤ اشتقاق يافته است (فقد جاء اشراطها) .
ايشان براى معرفى بر دشمن، علامتهاى مخصوصى براى خودشان تخصيص داده و مهياى مرگ هستند و در مقام نسبت به آن شرطى گويند (بر وزن تركى يا جهنى) .
اين كه بعضى گفتهاند كه شرط فرقهاى است از اعوان و حكام سلاطين كه از ديگران لشكر مقرّبتر باشد راجع به همين معنى است، يا خود از شرط (به سكون ثانى) به معنى معروف اخذ شده كه با امام شرط بهشت مىكنند، چنانچه حضرت امير المؤمنين نيز بديشان فرمود: من با شما شرط و عهد بهشت مىكنم نه شرط طلا و نقره.
بالجمله عدۀ شرطة الخميس در زمان آن حضرت پنج يا شش هزار بود كه جلالت فوق العاده داشتند.
سلمان، ابو ذر، مقداد، عمّار، سهل بن حنيف انصارى، عثمان حنيف انصارى، جابر انصارى، اصبغ بن نباته، سهل بدرى، ابو سنان نيز به موجب بعضى از آثار دينيّه از جملۀ ايشان بودهاند.
ريحانة الادب، ج ٣، ص ١٨٧.
شريعيه
از غلاة شيعه پيروان مردى به نام شريعى بودند.
او مىگفت: خداى تعالى در كالبد پنج تن، اندر آمد كه عبارتند از: رسول خدا (ص) ، على (ع) ، فاطمه (س) ، حسن (ع) و حسين (ع) .
شريعيه پندارند اين پنج تن خدايانند و آن را اضدادى است امّا دربارۀ آن اضداد اختلاف كردهاند.
برخى آن پنج ضد را نيكو شمردند زيرا برترى و ارزش كسانى كه خداى در آن «حلول» كرد جز به آن اضداد شناخته نشود.
عدهاى گويند: آن ضدها زشت و