فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٣٩ - سنت و جماعت
سراسر جهان با همۀ اجزايش محدث است و پديدآورندۀ عالم، خداى تعالى است و او قديم و قادر و عليم و سميع و بصير و مريد است و عرض و جسم و جوهر و مصور و محدود و معدود و متبعض و متجزى و مركب و متناهى نيست و به چه چيزى و چونى و چگونگى وصف نشود و در مكانى جاى ندارد و زمان بر او نگذرد و هيچ چيز شبيه او نيست و چيزى از علم و قدرت او بيرون نباشد. صفات او ازلى و قائم به ذات اوست و آن صفات نه اوست و نه غير او و از اين قرارند:
علم، قدرت، حيات، سمع، بصر، اراده، مشيت، فعل، تخليق، تزريق و كلام.
خداوند متكلم به كلامى است، صفت ازلى اوست و آن كلام از جنس حروف و اصوات نيست و آن صفتى است كه منافى سكوت و آفت است.
خداوند متكلم به كلامى است كه بدان ما را مىفرمايد و خبر مىدهد.
قرآن كلام خدا و غير مخلوق است و آن همان كتابى است كه در مصاحف و قلوب ما محفوظ است و به زبانهاى ما خوانده مىشود و به گوش شنيده مىشود و خداوند
در آن كلام «حلول» نكرده است.
تكوين و آفرينش «صفت ازلى» خداى تعالى است چنان كه عالم و همۀ اجزاى آن را او پديد آورده است.
اراده «صفت ازلى» خداست.
رؤيت خداى تعالى عقلا [١]جايز و نقلا واجب و دلايل سمعى، رؤيت خداى تعالى را در سراى ديگر واجب شمرده است ولى نه در مكان و نه بر جهتى و نه در تقابل و اتصال شعاع بدون آن كه مسافتى بين بيننده و خداوند باشد.
خداوند خالق كردار بندگان اعم از كفر و ايمان و طاعت و عصيان است و اين آفرينش به اراده و مشيت و حكم و قضا و تقدير اوست.
بندگان را افعالى اختيارى است كه به آن ثواب و عقاب مىگويند و كارهاى نيك آنان به رضاى خداى تعالى مىباشد.
استطاعت با فعل است و آن توانايى است كه با فعل همراه است بشرط آن كه از سلامت آلات و اسباب و جوارح برخوردار باشد و صحت تكليف بسته به اين استطاعت است.
[٢] -قسمتى از كشورهاى جزيرة العرب پيرو اين عقيده مىباشند) . آنچه از «عقايد النسفيه» نقل شده است عقيده اكثريت اهل سنت است كه پيرو اشعرىاند.
[١] -اگر خداوند جسم و جسمانى نباشد و در جهتى و مكانى قرار نگيرد رؤيت او عقلا امكان ندارد، مگر به ديدۀ دل كه در حديث آمده است: لم تره العيون بمشاهدة الابصار بل رآه القلوب بحقيقة الايمان. در نهج البلاغه است: الحمد للّه الذي لا تدركه الشواهد. . . و لا تراه النواظر.