فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢٣٤ - سليمانيه
«سينيه» به عين مىدهند نسبت به سين نه منزلتى كه «سينيه» به عين مىدهند نسبت به ميم كه پايينتر از عين است.
«سينيه» چون در ميم (محمد «ص» ظلمت را آشكار ديدند زيرا اجزاى مرئى و متضاعف نور كه درون ميم گنجانده شده از ذات او نيست زيرا هيچ ذات واحد الطبيعهاى نمىتواند دو فعل متضاد داشته باشد، چون سهم اندك را كه از ظلمت در سين است ديدند معتقد شدند كه اين نور از سين است و جزء تاريكى و در آن بىحركت است و كاملا مخفى و آن در صورت مشابه است با بهترين انوار كه همزه سازندۀ حروف و عين حقيقى اصلى و عنصر اوليۀ اختراع و نطق شريف معانى است. امّا سين كه منزلت اين ناطق را به ميم مىگيرد از نظر طول صحبت و مجاورتى كه دارد با ماجد نمىتواند همانند باشد.
حرف سين وسط، خفى و ساكن است و در هر وضعى قرار گيرد هيچگونه حركت قطعى ندارد بنابراين جنسى واحد و گنگ دارد.
نجاشى در رجال خود مىنويسد: على بن عباس جراذينى (در گذشته در حدود ٢٤٠ ه) كه متهم به غلوّ بود از فرقۀ «سلمانيه» است.
در ادبيات اهل فتوت و حروفيه از سلمان سخن بسيار رفته است.
نصيريه على (ع) را اقنوم اول و محمّد را اقنوم دوم و سلمان را اقنوم سوم نام نهادند.
طبقات ابن سعد، ج ٤، ص ٥٣-٦٧.
حلية الاولياء، ج ١، ص ١٨٥.
مقالات الاسلاميين، ج ١، ص ١٣.
المقالات و الفرق، ص ٥٢-٥٧-٥٩- ٦١.
شخصيات قلقه فى الاسلام، ص ١-٥٢.
نفس الرحمن.
فهرست رجال كشّى، ص ١٣٣.
Shorter Encyclopedia oF Islam P.٥٠٠-٥٠١.
سليمانيه
پيروان سليمان بن جرير از فرق «زيديه» اند و همان جريريهاند كه معتقد بودند امامت بايد به شورا باشد، و به محض آن كه دو تن از بزرگان امت بر آن اتفاق كنند شرعى است.
ايشان امامت مفضول يعنى خلافت ابو بكر و عمر را قبول داشتند و مىگفتند كه: مسلمانان با اين كه در بيعت امير المؤمنين على (ع) ترك اصلح كردند، فاسق و كافر شمرده نمىشوند. سليمانيه از عثمان بيزارى جسته و به كفر وى گواهى مىدادند.
در نزد اين فرقه كسى كه با حضرت على (ع) بستيزد كافر است از اين جهت سليمانيه عايشه و طلحه و زبير را براى اقدامشان به جنگ با على (ع) كافر