فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ٢١٢ - زنادقه
كه نام او تذرگ (تذرو) بود بكشد و ظاهرا مانويان از قتل حيوانات ابا داشتند بخصوص از قتل اين پرنده.
اتفاقا در آن زمان كه مصادف با سال ١٢٣٩ م بود كاتارهاى Cathares مانوى كه از توسكانيها بودند (اترورياى قديم كه اتروسكا منسوب به آن ناحيه است و از بلاد ايتاليا به شمار مىرود) مورد تعقيب پاپ ژرژ چهارم قرار گرفتند و ايشان را وادار مىكردند در پيش اسقفان گوشت بخورند، زيرا مانويان از خوردن گوشت ابا مىكردند.
در زمان خلفاى عباسى، تنها مانويان را تعقيب نمىكردند بلكه هاشميان را كه از اولاد على (ع) بودند و دعوت خلافت داشتند متهم به زندقه مىكردند، چنان كه عبد اللّٰه بن معاويه را از زندقيان مىشمردند، يا بعضى از مخالفان خود را به اتهام زندقه مىكشتند.
از جمله كسانى كه خلفاى عباسى بعنوان زندقه مورد تعقيب قرار دادند ابو على سعيد، ابو على رجا و ابو يحيى يزدانبخت بودند.
ظاهرا زنادقه حقيقى از دين مزدكى و مانوى خود بر نمىگشتند و تن به مرگ مىدادند. از مشاهير و متكلمان زنادقه ابن طالوت و نعمان نامى بودند كه هر دو استاد ابن راوندى زنديق مشهور به شمار مىرفتند.
زنادقهاى كه در بين سالهاى ١٥٣ و ١٧٠ ه به امر مهدى و هادى دو خليفه عباسى مورد تعقيب قرار گرفتند غالبا مانوى بودند و از قائلين بدو اصل قديم «نور» و «ظلمت» به شمار مىرفتند و ذبح حيوانات و خوردن گوشت آنها را حرام مىشمردند.
شعوبيه يعنى ايرانيانى كه قايل به برترى عجم بر عرب بودند اغلب از زنادقه بودند.
از شخصيتهاى بارز زنادقه عبد الكريم بن ابى العوجاء بود. ابو على ورّاق معتزلى نيز از ايشان به شمار مىرفت، و او را از زنادقه و شيعۀ رافضى مىشمردند و معتقد به اصالت نور و ظلمت بود.
در ميان ادبا و شعرا ابان بن عبد الحميد لاحقى كه كليله و دمنه ابن المقفع را به شعر درآورده بود نيز از زنادقه به شمار مىرفت و مانند بشّار بن برد از ملىگرايان ايرانى بود.
ابو العتاهيه را نيز از زنادقه شمردهاند، زيرا در اشعار خود به اصالت دو اصل خير و شر و نور و ظلمت قايل بود.
وليد بن يزيد اموى را كه خليفهاى بىاعتقاد بود و به قرآن كريم جسارت كرد و با انداختن تيرى آن را پاره كرده و بسوزانيد نيز زنديق مىخواندند.
ديگر كسانى را كه زنديق خواندهاند معن بن زائده شيبانى و ديگرى عبد السلام رعبان بود.