فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٧١ - حواريين
نداشت و در «رأى و قياس» افراط مىكرد.
مذهب او توسط دو تن از يارانش يكى محمد بن حسن شيبانى و ديگرى ابو يوسف قاضى رواج يافت.
ابو حنيفه جز رسايل كوچكى كه يكى از آنها موسوم به «فقه الاكبر» است، كتابى تأليف نكرده بلكه شاگردانش فتاوى وى را بعد از او برشته تحرير كشيدهاند.
اساس فقه ابو حنيفه مبتنى بر «هفت اصل» است: كتاب اللّه، سنت رسول اللّه، اقوال صحابه، قياس، استحسان، اجماع و عرف.
گويند: ابو حنيفه، خزاز يعنى فروشنده پوست [١]خز بود و از آن طريق معيشت مىگذراند.
وى خلفاى عباسى را دوست نداشت و به دشمنان علوى ايشان به مال خود يارى مىكرد.
تاريخ المذاهب الاسلاميه، ص ١٦١-١٦٣.
فلسفه التشريع فى الاسلام، ص ١٢٩-١٣٠.
علم اصول، ص ٢١٧-٢١٨.
دائرة المعارف الاسلاميه، ج ١، ص ٣٣٠- ٣٣٢.
Encycloped iedeL'Islam,
tomeI,p.١٢٦-١٢٨.
حواريين
در اصطلاح دينى و علماى رجال، جماعتى هستند از اصحاب حضرات معصومين (ع) در بعضى از آثار دينيه مدح ايشان به همين عبارت وارد آمده است.
كشىّ در «رجال» خود با پنج واسطه از حضرت موسى بن جعفر (ع) روايت كرده كه: در روز قيامت منادى ندا مىكند كه كجايند حواريين محمد بن عبد اللّه (ص) كه به عهد آن حضرت درگذشتند و اصلا نقض پيمان نكردند، پس سلمان و مقداد و ابو ذر برمىخيزند بار دوم مانند همان ندا دربارۀ حضرت على (ع) مىرسد. پس محمد بن ابى بكر و ميثم تمّار و اويس قرن و عمرو بن حمق خزاعى برخيزند.
سپس همان ندا دربارۀ حضرت امام حسن مجتبى (ع) مىرسد پس سفيان بن ابى ليلى و حذيفه بن اسيد غفارى برخيزند.
ديگر بار همان ندا دربارۀ حسين بن على (ع) مىرسد در اين ندا، حواريين آن حضرت يعنى تمام شهداى كربلا برخيزند.
در نداى حواريين، حضرت على بن حسين (ع) ، جبير بن مطعم و يحيى بن ام الطويل و ابو خالد كابلى و سعيد بن مسيب برخيزند.
حواريين حضرت باقر (ع) ، عبد اللّه بن
[١] -خز بر جامههايى كه از كرك حيوان مزبور بافته شود اطلاق مىگردد (مصباح المنير) ولى در عرف ابريشم را خز مىگفتند (منجد الطلاب) و ظاهرا ابو حنيفه شغل ابريشمفروشى داشته است.