فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٦ - ابو السرائيه
اميرانى به يمن و حجاز و اهواز فرستاد. پس از شكستى كه در كوفه از هرثمه خورد با هشتصد سوار گريخته روى به شوش نهاد، و در آنجا نيز از سپاهيان حسن بن على مأمونى فرمانرواى خوزستان شكست يافته زخمى گشت، و مىكوشيد تا مگر خود را به زادگاهش رأس العين برساند، اما حمّاد كندغش در جلولا به وى رسيد و او را بگرفت و در نهروان به حسن بن سهل تحويل داد. حسن بفرمود تا سر او را بريدند و جسدش را دونيم كردند و بر دو طرف جسر بغداد بياويختند (ربيع الاول سال ٢٠٠ ه) .
در بصره آن علوى كه از سوى او آن شهر را تسخير كرده بود زيد بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على (ع) نام داشت و با او جماعتى از علويان بودند. وى را از فرط سختگيرى و شدت عمل در كشتار و سوزانيدن خانههاى مردم زيد النّار مىخواندند.
پس از كشته شدن ابو السرايا، حسن بن سهل، محمد بن محمد بن زيد بن على بن حسين (ع) را به نزد مأمون به مرو فرستاد، مأمون او را امان داد و از گناه وى در گذشت ولى پس از چهل روز بفرمود تا شربتى زهرآگين به وى بخورانيدند تا بمرد (٢٠١ ه) .
در سال ٢٠٠ هجرى ابراهيم بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين (ع) در يمن خروج كرد، و از نهضت ابو السرايا در عراق طرفدارى مىكرد، و مردم را به امامت محمد بن ابراهيم بن اسماعيل طباطبا مىخواند، و از مكّه با گروهى از اهل بيت و علويان به يمن رفت. ابراهيم همچنان بر يمن مسلط بود و مردم را كشتار مىكرد، چنان كه اهل يمن او را ابراهيم الجزّار، يعنى ابراهيم قصاب و شتر كش مىخواندند. امّا حسين بن حسن افطس همچنان به غارت مكّه مىپرداخت، و جامه كعبه را بكند و خانۀ خدا را عريان ساخت، و پس از چندى دو جامه بر آن از حرير نازك بپوشانيد، و آنها را ابو السرايا با نامهاى بسوى او فرستاده بود و ترجمه آن نامه چنين است: اين جامه به امر اصفر بن اصفر ابو السرايا داعى آل محمد بر خانه خدا پوشانيده شد تا جامه ظلمت و سياهى را كه بنى العباس بر كعبه پوشانيده بودند بركنند، و آن را از جامۀ ايشان پاك كند و اين نامه را در سال ١٩٩ هجرى نوشت.
مردم مكّه از او سخت بيمناك بودند تا آن كه گروه بسيارى از ثروتمندان از آن شهر بگريختند. حسين افطس حتى طلاهاى نازكى كه بر سر ستونهاى مسجد الحرام كشيده بودند با زحمت بسيار تراشيده و به غارت برد و آهنهايى كه بر پنجره چاه زمزم قرار داشت بركند، و چوبهاى ساج را كه از آن مسجد بود همه را از جاى كنده با ديگر اشياء به مبلغى