فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٥٥ - حريانيه
الوهيت، صاحب ولايت، مسيح قائم، قائم آل محمد، مهدى شهيد، صاحب بيان، صاحب تأويل، مظهر كلام قديم داده شده است.
لقب او در «كرسى نامۀ» ، شهاب الدين آمده است:
فضل را چون شد شهاب الدين لقب
احتراق جن ز علم او طلب
پس از كشته شدن فضل اللّه استرآبادى، شاگردان و جانشينان او بر آن شدند كه در ممالك اسلامى پراكنده گشته به تعاليم حروفيه بپردازند.
يكى از جانشينان او كه ملقب به «على الاعلى» بود به آناطولى گريخت و به خانقاه حاجى بكتاش در آمد و به عزلت و انزوا در آنجا بزيست و « جاويداننامه» را به صوفيان آن خانقاه تعليم دادن گرفت. حاجى بكتاش و پيروانش او را پذيرفتند و از آن پس حروفى مذهب شدند. وفات «على الا على» را در سال ٨٢٢ ه نوشتهاند.
ظاهرا دختر فضل اللّه كه به امر جهانشاه قراقويونلو در تبريز كشته شد، كلمة العليا و قرة العين لقب داشت، كه بابيه تحت تأثير حروفيه اين لقب را براى طاهره (دختر ملا صالح قزوينى) اختيار كردند.
از حروفيه كتابهايى به فارسى و تركى مانده است كه غالبا با كلمۀ نامه همراه است مانند: «نومنامه» - « جاويداننامه» - « آخرتنامه» و. . .
-پسيخانيه و بكتاشيه و نقطويه.
تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجرى، ص ٦٨٩- ٧٠٠.
واژهنامۀ گرگانى، ص ٢٨٤-٢٩٠.
دانشمندان آذربايجان، ص ٣٨٦-٣٨٩.
تاريخ ادبى ايران، ادوارد براون، ص ٥٠٥- ٥٢٣.
دائرة المعارف اسلاميه، ج ٧، ص ٣٦٢.
حريانيه
فرقهاى از «راونديه» هستند كه از «كيسانيه» منشعب گشتند و ايشان نخست قايل به امامت محمد بن حنفيه بودند و سپس از ياران ابو مسلم عبد اللّه بن محمد -صاحب دولت بنى العباس كه ملقب به حريان بود-شدند.
آنان مىگفتند كه: محمد بن حنفيه پس از على (ع) بن أبي طالب امام بود [١]و پس از خود پسرش ابو هاشم عبد اللّه بن محمد را جانشين خود ساخت و ابو هاشم دربارۀ على بن عبد اللّه بن عباس بن عبد المطلب وصيت كرد و على بن عبد اللّه پسرش محمد بن على را جانشين خود كرد و محمد پسرش ابراهيم امام را كه در حرّان كشته شد به جانشينى خود برگزيد و سپس
[١] -زيرا راونديه معتقد بودند كه امامت پس از پيغمبر حق عباس است.