فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٣١ - ثوبانيه
ابن المرتضى در كتاب «المنية و الامل» نام او را ابو عبد اللّه احمد بن ابى داوود ثمامة بن اشرس و مكنى به ابو معين نميرى در طبقه هفتم از «معتزله» آورده و گويد كه او در علم و ادب در عصر خود يكتا بود. وى از شاگردان ابو الهذيل علاّف به شمار مىرفت.
شهرستانى گويد كه: ثمامه جامع بين سخافت دين و خلاعت نفس بود و مىگفت كه: فاسق هرگاه بدون توبه بميرد در آتش جاودان خواهد ماند.
او مىگفت: استطاعت همان سلامت و صحت اعضا و خالى بودن از آفات پيش از فعل است و معرفت متولد از نظر است و آن فعلى است كه مانند ساير متولدات آن را فاعلى نيست.
او مىگفت كه: همۀ معارف ضرورى است و كسى كه ناچار به معرفت خدا نباشد، مأمور بدان نيست بلكه مانند ديگر حيوانات براى عبرت و بيگارى آفريده شده است.
همچنين مىگفت: انسان را فعلى جز اراده نيست و چيزهاى ديگر پديدهاى است كه براى آن پديدآورندهاى نمىباشد.
ابن راوندى گفته است: «ثمامه» مىگفت كه عالم از جهت طبيعت فعل خداى تعالى است و اين همان قولى است كه فلاسفه گويند.
الفرق بين الفرق، ص ١٠٣.
المنيه و الامل، ص ١٥٩.
ملل و نحل، شهرستانى، ج ١، ص ٦٨.
ثنويه
فرقههايى بودند كه به دو اصل خير و شر قايل شدند مانند «مجوس» و «مانويه» و «ديصانيه» .
اما در اسلام ثنويه كسانى هستند كه گويند: «الخير من اللّه و الشر من ابليس او من انفسنا» . يعنى هرچه نيكى و طاعت است از خداى مىباشد و هر چه بدى و معصيت از شيطان و نفس ما، چنان كه در قرآن كريم آمده است: «مٰا أَصٰابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّٰهِ وَ مٰا أَصٰابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ. . .» سورۀ نساء/٧٩.
فكر ثنوى در بعضى از «غلاة» شيعه مانند «بيانيه» و بعضى از «معتزله» نيز راه يافت و غالب ايشان متأثر از افكار ايرانى قديم مانند مانويه، مزدكيه، زروانيه و ديصانيه شدهاند.
هفتاد و سه ملت، ص ٣٠.
دايرة المعارف الاسلاميه، ج ٦، ص ٢١٦- ٢٢١.
ملل و نحل، شهرستانى.
ثوبانيه
از فرق «مرجئه» و پيروان ابو ثوبان مرجى هستند. -بوثوبانيه.