فرهنگ فرق اسلامی - مشکور، محمد جواد؛ مدیرشانه چی، کاظم - الصفحة ١٠٦ - بكريه
شباهت دارد چنان كه ابو بكر و عمرو عثمان را دشنام مىدهند و به امامت ائمه اثنى عشر بخصوص امام جعفر صادق (ع) و چهارده معصوم (ع) را به بزرگى مىستايند.
در عين حال عقايد مسيحيان نيز در ايشان تأثير كرده است و معتقد به تثليث اللّه و محمد (ص) و على (ع) هستند.
مانند مسيحيان غشاى ربّانى به جاى مىآورند و بر سر سفرۀ خود شراب و نان و پنير مىگذارند.
ايشان در پيش شيخ خود كه او را «بابا» مىخوانند به گناهان خويش اعتراف مىنمايند و از او طلب آمرزش مىكنند.
نوشيدن شراب در نزد ايشان حرام نيست و زنانشان حجاب ندارند. ايشان معتقد به اسرار اعداد و حروفند و فضل اللّه حروفى را كه پيشواى «حروفيان» بود محترم مىشمارند و كتاب « جاويداننامه» او را از كتب مقدس مىشمارند و اين كتاب را به فارسى «عشقنامه» و به تركى «فرشته اوقلى» مىنامند.
جامۀ «بكتاشيه» عبايى سفيد و كلاهى سياه چند گوش مثلث شكل است كه گاهى عدد اضلاع آن به احترام ائمۀ اثنى عشر به دوازده ترك مىرسد و شيخ ايشان داراى عمامهاى سبز است.
«بكتاشيه» بر گردن خود گردنبندى از سنگ دارند كه آن را تسليمتاش يعنى: سنگ تسليم خوانند و تبرزينى دو دم و عصايى دراز دارند.
جوانان بىزن ايشان گوشوارههايى به گوش مىآويزند تا از زن داران تميز داده شوند.
حاج بكتاش را پير اوّل خوانند و پيروان او فرزند حاج بكتاش را «اوغلرى» يعنى پسران حاج بكتاش نامند.
ايشان عبادات شريعت اسلام را كه نماز و روزه و حج و زكات باشد به جاى نمىآورند.
دايرة المعارف اسلاميه، ج ٤، بكتاشيه.
الشبك، ص ٤٥ و ٤٩.
بكريه
اين فرقه پيروان بكر خواهرزاده عبد الواحد بن زيد هستند كه مىگفت: آدمى همان روان است نه كالبدى كه در آن روان باشد.
ديگر اين كه مىگفت كه: خداى تعالى در روز رستاخيز پيكرى براى خود مىآفريند كه ديده شود و با بندگان خود سخن گويد.
ديگر اين كه مرتكبان كبيره را منافق و از پرستندگان شيطان مىخواند و مىگفت: گناهان على (ع) و طلحه و زبير، كفر و شرك بود ولى با وجود اينها ايشان آمرزيدهاند. زيرا ايشان از اهل بدراند و اهل بدر، بنا به حديثى كه از رسول خدا