تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٧ - دلايل حدوث عالم هستى به طور اختصار
آن دو را در آتش مى افكنند تا عام و خاص مردم از حال واقعى آن دو مطلع شوند و از شك و ترديد رها و به حالت يقين برسند .
آب و آتش وسيلهء آزمايش نقد و قلب بوده و باطن آنها را آشكار مى سازند .
بيا هر دو خود را در آتش يا بدريا بياندازيم و مردم را از گيجى و حيرت نجات بدهيم . به اين پيش نهاد مدعى حدوث عمل كردند و خود را به شعله هاى آتش انداختند فلسفى بىنوا سوخت و خاكستر شد ولى همان آتش ، خدا شناس با تقوى را زنده تر و تازه تر ساخت .
آن خدا شناس خدا گو رها شد و آن مدعى متكبر تباه گشت ، موذنها كه در بالاى مناره ها اسم پيامبر را مى برند ، بكورى چشم مدعيان اثبات مى كنند كه نام اجل پيامبر هرگز نمى سوزد . زيرا آن نام مبارك ، از مقام اعلاى ربوبى گرفته شده است . صدها هزار روح ، دل در راه او داده و سر تسليم در آستانش فرود آوردهاند در امتداد قرون و اعصار صدها هزار پردهء منكرين خدا از همين راه هاى اعجاز آميز دريده شده است .
وقتى كه آنان با خدا شناسان شرط مى بستند ، معجزه راه حق را هموار و پيروز مى ساخت . من ( مدعى حدوث عالم ) از اين رو فهميدم كه هر كس از سابقهء حدوث عالم دفاع كرد پيروز و حق به جانب او است دليل منكرين همواره مات و بىرنگ است .
آيا تا كنون اين افراد بشر توانستهاند ، دليلى بر نبودن خدا بياورند تا كنون جايى سراغ داريد كه منارهاى هم براى اعلام شعار منكرين خدا نصب شده باشد ؟ سكهء صدق پادشاهان عالم دائماً در تغيير و زوال است ، ولى سكه صدق و حق پيامبر اكرم پايدار و جاودانى است . يك منبر و جايگاهى مى توان نشان داد كه يك مخبر از روزگار و اعمال يك كافر [ به نيكى ] ياد كند و نام او را زنده دارد ؟ نام و نشان خدا شناسان در روى سكهء وجدان و عقول آدميان براى ابد نشان خداوندى را نمودار مى سازد ، يك سكهء نقد و با ارزشى بياور كه نام و نشان منكران روى آن نقش شده باشد اين معجز مانند خورشيد