تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٤ - دلايل حدوث عالم هستى به طور اختصار
دلايلى كه جلال الدين در ابيات مورد تحليل براى حدوث عالم آورده است
١ - موضوع تحول و دگرگونى است
٢ - حكم فطرت سليم
دلايلى كه جلال الدين در ابيات مورد تحليل براى حدوث عالم آورده است ١ - موضوع تحول و دگرگونى است كه در جهان هستى ديده مى شود : اين تغيرات خواه از قوانين عليت سرچشمه بگيرد يا از ساير اصول و مجارى قانونى به هر حال بدان جهت كه اين تحولات منظم نمى تواند از هيچ به وجود بيايد ، يا بايد خود ماده و طبيعت اين كار را صورت بدهد ، يا حقيقى خارج از آن . روشن است كه ذات ماده و طبيعت ناخود آگاه توانايى ايجاد نظم و سيستم را ندارد ، زيرا نه حركت در ذات ماده است و نه همه چيز در همه چيز وجود دارد . بيتى كه اين دليل را در بر دارد ، بيت زير است : -
گفت منكر گشتهاى خلاق را روز و شب آرنده و رزاق را
اين دليل را جلال الدين از قول آن كسى نقل مى كند كه در بحث با خصم خود حدوث عالم را ادعا مى كرد ، ممكن است بگوييم همين دليل مورد پذيرش خود جلال الدين هم هست ، زيرا دليل دوم را هم به عنوان نقل مطرح مى كند در حالى كه به قرينه ابيات بعد مورد قبول جلال الدين است :
٢ - حكم فطرت سليم - اين استدلال را گروه زيادى از متفكرين شرق و غرب بيان كردهاند و گفتهاند كه : در مقابل ساير فعاليتهاى مغزى فعاليتهاى ديگرى در درون انسانها سراغ داريم كه صافتر و نابتر از ساير جريانات مغزى است در اثر همين فعاليت است كه اصول عاليهء انسانى كه در هر دوره و براى هر تمدن و جامعهاى مطرح بوده ، اقلا با درك و دريافت آن اصول ، اميد بزندگى و تقليل خشونت قيافه طبيعت و انسان دوام پيدا كرده است ، مانند عدالت پاك اجتماعى . مسلم است كه لزوم و تحقق عدالت پاك اجتماعى ، با در نظر گرفتن انسانى كه طبيعت قدرت جو و قدرت پرستش تنازع در راه بقاء را به عنوان اساسىترين اصول براى او تثبيت كرده است ، خيال و رؤيايى بيش نيست ، با اين حال بشر در درون خود همواره عاشق اصل عدالت بوده و خواهد بود ، زيرا اين محصول فطرت سليم او است و گاهگاهى هم موفق به اجراى آن شده است و از اين راه ثابت شده است