تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٤ - تفسير ابيات
مشورت كردن فرعون با وزيرش هامان در ايمان آوردن به موسى عليه السلام
تفسير ابيات
مشورت كردن فرعون با وزيرش هامان در ايمان آوردن به موسى عليه السلام
((٢٧٢١)) آن ستيزه رو به سختى عاقبت گفت با هامان براى مشورت
((٢٧٢٢)) وعده هاى آن كليم اللَّه را گفت و محرم ساخت آن گمراه را
((٢٧٢٣)) گفت با هامان چو تنهايش بديد جست هامان و گريبان بر دريد
((٢٧٢٤)) بانگها زد گريه ها كرد آن امين كوفت دستار و كله را بر زمين
((٢٧٢٥)) كه چگونه گفت اندر روى شاه اين چنين گستاخ آن حرف تباه
((٢٧٢٦)) جمله عالم را مسخّر كرده تو كار را با بخت چون زر كرده تو
((٢٧٢٧)) از مشارق وز مغارب بىلجاج سوى تو آرند سلطانان خراج
((٢٧٢٨)) پادشاهان لب همى مالند شاد بر ستانهء خاك تو اى كيقباد
((٢٧٢٩)) اسب ياغى چون ببيند اسب ما رو بگرداند گريزد بىعصا
((٢٧٣٠)) تا كنون معبود و مسجود جهان بودهاى گردى كمينهء بندگان
((٢٧٣١)) در هزار آتش شدن زين خوشتر است كه خداوندى شود بنده پرست
((٢٧٣٢)) نى بكش اول مرا اى شاه هين تا نبيند چشم من بر شاه اين
((٢٧٣٣)) خسروا اول مرا گردن بزن تا نبيند اين مذلَّت چشم من
((٢٧٣٤)) خود نبودست و مبادا اين چنين كه زمين گردون شود گردون زمين
((٢٧٣٥)) بندگانمان خواجه تاش ما شوند بىدلانمان دل خراش ما شوند
((٢٧٣٦)) چشم روشن دشمنان و دوست كور گشت ما را پس گلستان قعر گور
تفسير ابيات فرعون آن سخت روى سنگ دل عاقبت وعده هاى كليم الله را براى مشورت با هامان در ميان نهاد و آن گمراه را محرم اسرار خود ساخت . وقتى كه هامان سخنان موسى را شنيد ، از جا بر جست و گريبان چاك كرد ، و فريادها بر آورد و كلاه و دستار بر زمين زد كه موسى با چه جرئتى اين مطالب را گستاخانه به شما كه شاه اين كشور