تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٣ - تفسير ابيات
تفسير ابيات همان طور كه دوزخ به مؤمن مى گويد : از من در گذر كه نور تو آتش مرا مى ربايد و خاموش مى سازد . همچنان آن موجود دوزخى هم از نور مى رمد ، زيرا كه طبع دوزخى از دوزخ سرشته است .
دوزخ از مؤمن گريزد آن چنان كه گريزد مؤمن از دوزخ به جان
زيرا كه نور مؤمن هم جنس آتش دوزخ نيست ، پس در حقيقت نور مؤمن ضد آتش جهنم است .
در حديث آمده است كه وقتى كه مؤمن در حال نيايش از خدا امان از آتش دوزخ بخواهد ، آتش دوزخ هم امان از نور مؤمن طلب مى كند .
اكنون در اين زندگانى مسئله جاذبيت در جريان است ، دقت كن ببين هم جنس كفر هستى يا هم جنس دين .
اگر احساس كردى كه به هامان مى گرايى بدان كه جنس تو هم هامانى است و اگر ميل به موسى دارى ، جنس تو سبحانى است . اگر ديدى گاهى به سوى اين و گاه ديگر به سوى آن مى گرايى ، بدان -
نفس و عقلى هر دو آن آميخته
و در كشمكش و پيكارند ، در اين پيكار بكوش تا عقل و هوش را بر نفس پيروز بسازى . برو و ساغر صدق و صفا از دست موسى بنوش ، تا معانى و حقايق بر نقوش و صور پيروز گردد .
در آن قلمروى كه جنگ و كار زار است ، براى شادمانى همين بس است كه دشمن را هر لحظه غوطه ور در شكست ببينى . تو همواره بكوش و -
جهد كن تا خصمت اشكسته شود
اگر چه فرعون منشان گوش شنوا به اين سخن ندارند و نفس را دشمن خود نمى پندارند بگذاريم و بگذريم زيرا -
اين حديث آمد دراز اى ناگزير باز گو اضلال فرعون و مشير