تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - تفسير ابيات
اين هنگام دانشى كه به جزئى از كارگاه مفروض داريد قابل قياس با آن دانشى نيست كه يك فرد بيگانه از مجموع كارگاه تنها عكسى از نمود آن جزء از راه حواس در ذهن خود منعكس ساخته است .
دانش در زمينهء آگاهى به كل مجموعى و لو به طور اجمال بدون بيرون آمدن از خود اجزاء و كارگاه ، امكان پذير نيست ، چنان كه ماهى هر اندازه هم نيرومند باشد و در تمام جوانب و سطوح و اعماق دريا نفوذ كند و فرو رود ، بدان جهت كه به خود - دريا به عنوان يك موجود و محيط معين آشنايى ندارد ، لذا دريافتهاى آن ماهى از دريا را نمى توان يك دريافت از مجموع و حقيقت خود دريا معرفى نمود . بنا بر اين آغاز نوع دوم از علم كه با نظاره و سلطه به مجموع هستى بوده و آينهء تمام نمايش درون خود آدمى است ، مستند به خدا است ، چنان كه پايانش هم رو به خدا است . حال بر گرديم به تحليل و تطبيق بيت جلال الدين -
آن كه گويد راز قالت نملة هم بداند راز اين طاق كهن
مى گويد : اگر كسى آن توانايى را پيدا كرد كه گام از روى پردهء طبيعت به پشت پردهء آن بنهد ، و به علم اصيل الهى موفق شود ، ديگر تفاوتى ندارد كه معلوم چنين شخصى راز نهانى گفتار يك مورچهء ناچيز بوده باشد ، يا راز جهان بزرگ .
تفسير ابيات موقعى كه سليمان عليه السلام صفيرى به پرندگان سبا زد ، همهء آن مرغان را در بند كشيد ، مگر آن مرغى كه جان و يا پر و بالى نداشت و يا مانند ماهى از اول خلقتش كر و لال بود . اين مطلب كه گفتم شما را به اشتباه نياندازد . زيرا اگر جاندار ناشنوا سر تسليم به وحى كبريايى بنهد ، خداوند بزرگ گوش شنوا باو عنايت مى فرمايد . در آن هنگام كه بلقيس از دل و جان تصميم گرايش به سليمان را گرفت ، بر آن روزگار گذشته اش كه از بندگى كردن به خدا محروم بود ، افسوسها خورد و -
ترك مال و ملك كرد او آن چنان كه به ترك نام و ننگ آن عاشقان
زيبايىها و قدرتهاى فريبا در مقابل ديده گانش تغيير كرد و آن همه غلامان