تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٩ - مطلب دوم - آيا اين گرفتارى ملالت بار و خفقان آور يك موضوع طبيعى ضرورى است ؟
مسلم است كه اين رها شدن ، مراتب و كيفيات گوناگونى دارد كه وابسته به شرايط درونى انسانها و محيط و عوامل برونى است كه پيرامونشان را احاطه نموده است .
خواص و جلوه هاى فيزيولوژيكى اين پديده مورد بررسى ما نيست ، ما تنها مى خواهيم حقيقت و خواص روانى آن را مطرح كنيم و به بينيم آيا تخدير و مستى و ناهشيارى با آن حقيقت و خواصش يكى از ضرورتهاى بشرى است يا نه ؟ .
معناى رها شدن از زنجير و قيود مقررات و قوانين درونى و برونى عبارت از ناديده گرفتن آن زنجير و قيود است كه به عنوان گرفتار كنندهء روان آدمى تلقى مى شود .
مطلب دوم - آيا اين گرفتارى ملالت بار و خفقان آور يك موضوع طبيعى ضرورى است ؟
گروهى به اين سؤال پاسخ مثبت مى دهند و مى گويند : هر اندازه كه به هشيارى و تعقل انسان بيافزايد ، به همان اندازه به نكبت و فشار زندانى و ملالت او مى افزايد .
اين نظريه را در دو صحنهء بسيار آشكار مى توان ديد :
صحنه يكم - كتابها و آثار فراوانى است كه بشر ناله ها و شيونهاى گرفتارى خود را كه ناشى از هشيارى تعقل است ، در آنها با وضوح كامل عرضه كرده است . اگر از آن همه كتابهاى ادبى و دواوين شعرا مستىها و ناهشيارىها را منها كنيد ، چيزى نمى ماند كه به مطالعه اش بيارزد .
صحنه دوم - گرايش خيره كنندهء بشر به وسايل گوناگون تخدير و ناخود آگاهى از قبيل شرابهاى متنوع ، بنگ و حشيش و موسيقى و افسانه هاى تخدير كننده و ايده هاى خوشايند و آرزوها و رؤياها . . . با نظر به دو صحنهء مزبور هيچ ترديدى در اين موضوع نمى ماند كه بشر تا كنون نتوانسته است بزندگى هشيارانه موفق شود و همين تجربه براى اثبات ضرورى بودن بهره بردارى از وسايل ناهشيارى ،